به نام خدا
سلام
تاپیک شما رو که خوندم و از طریق نوشته هاتون کمی با خصوصیات شما آشنا شدم ، اولین چیزی که دلم براش سوخت همین نام کاربری شما بود! به نظر میاد دو کلمه پرمفهوم "نیک" و "مرام" مظلوم ترین قربانی این تاپیک هستند! لطفا جهت جلوگیری از مخدوش شدن بعضی مفاهیم پاک انسانی ، از مدیریت سایت درخواست کنید که نام کاربریتون رو عوض کنند!
و اما در مورد مسئله شما :
دیروز کمی وقت گذاشتم و از تمام پستهای شما چه در این تاپیک و چه در تاپیکهای دیگران نت برداری کردم ، با مروری به نوشته های شما ، باید عرض کنم که جمع تضادها و خطاهای شناختی و رفتاری ، بارزترین خصوصیتی هست که نوشته های شما رو در بر گرفته!
کثرت خطاهای فکری و رفتاری شما به قدری هست که فضای مجازی ظرفیت بررسی و حل اونها رو به طور کامل نداره ، پس پیشنهاد میکنم که حتما و حتما به صورت انفرادی طی جلسات متمادی با مراجعه به یک روانشناس متبحر و معتقد ، پیگیر رفع اساسی این مشکلات باشید که نه تنها تاکنون بلکه در ادامه زندگی فردی و اجتماعیتان عامل اصلی آسیبهایی به خودتان و دیگران بوده و خواهد بود.
در زیر به صورت فهرست وار به بعضی نکات در میان نوشته هایتان اشاره گذرا خواهم داشت. لطفا با دقت و بی توجه به هیاهوهای موجود در ذهنتان بارها و بارها آنها را مطالعه نمایید تا شاید گره های کارتان را از میان نوشته های خودتان بدست آورید.
در اغلب جملات شما مفهوم مطرح شده در ابتدا یا میانه جمله ، توسط کلمات انتهایی در تضاد بسیار قرار میگیرد ، کمی شبیه به نوسان میان دو قطب متضاد سخن میگویید و ظاهرا رفتار نموده اید. و یا با مفاهیم غیر واقعی نتیجه گیری مینمایید.
مثلا :
* ذکر مذهبی بودن --- و در مقابل نگاه نافذ به زنان داشتن و هوس دست زدن به آنها!!
* ذکر عاطفی بودن --- و نبود کوچکترین عاطفه انسانی نسبت به دختر انتخابی خود!
* ظاهرا اهل نماز شب بودید --- ولی نماز صبح تان را به زور میخوانید!!
* در جایی گفتید که : همسرم را به خاطر ایمانش انتخاب کردم --- ولی ملاکهای غیر ایمانی را به دیگران در تاپیکشان برای انتخاب همسر توصیه مینماید!
* عدم داشتن کوچکترین تصور صحیحی از زندگی با همسر خیانتکار اما پری چهره و زیبا!!!!
* در جایی موقعیت پدر و سطح خانوادگی به وضوح با فخر بیان میشود --- و در جایی دیگر با صفت سادگی پدر را به پایین می آورید
* ادعای برتر بودن در بسیاری از ابعاد دارید --- دریغ از توانایی به دوش کشی وظیفه حداقلی کارکردن و تامین مخارج همسر!!
پسر خوب!!! آدم مذهبی هیچ وقت خیره به زیبایی زنان دیگر نمیشه چه برسه به طراحی ذهنی تماس با اونها!
اینهمه از فضل پدر گفتید و از اندام زیبایتان! ... آیا تا به حال با خود خلوت کرده ای که فضل خود را نیز بشماری!!! و به کارگیری!؟؟ زنان با اندام زیبای مردان به آرامش نمیرسند ، بلکه جنم مرد بودن هست که آرامش بخش زنان میباشد! هر چند بعید میدانم منظور این حرف رو درک نمایید ، چراکه نسخه شما برای بهبود زندگیتان درک طرف مقابل نیست بلکه مردن طرف مقابل هست! (این را از نوشته خودتان اقتباس کردم!)
در تاپک یکی از اعضا چنین نوشته اید :
"دوست عزیز من هم سه سال و نیم پیش دختری را تو دانشگاه دیدم و اول بیشتر از سر کنجکاوی باهاشون ارتباط گرفتم بعد فهمیدم بی نهایت عاشقمه...بخاطر اینکه ضربه نخوره باهاش ادامه دادم ....... خانواده فوق العاده بدبختی هم داشتند ولی ما از خانواده های منتفذ هستیم. .........در کل زندگی تلخی بود و به شدت به افسردگی و خودارضایی و ...دچار شدم .الان که قیدشو زدم خیلی سرحالتر و هدف دار تر شده ام و تنها بابت این خودم را سرزنش مکنم چرا زودتر به داد خودم نرسیدم."
و اما اصل مشکل برای شما در همین نوشتارتان در بالا کاملا آشکار هست ..
برادر گرامی! کسی که بیشترین آسیب رو رسانده و دیده خود خود شما هستید!!!
اون دختر سابق و همسر فعلی شما ضربه خورده ولی شما که دچار خودارضایی در حالت تاهل شدید به نظر میاد ضربه فنی شدید! و بدتر آنکه خودتون رو سرزنش میکنید که چرا زودتر به این راه نپرداختید!!!! بدبختی واقعی همین خوب دیدن اشتباه خود است نه پایین بودن سطح تشخص خانواده همسرتان (البته با عینک شما نه یک آدم منصف و نرمال!)
ضمنا کاملا پیداست که شما با قرآن و مفاهیم آن در زندگی کمی تا قسمتی زیاد! نا آشنا هستید ، لذا توصیه میکنم که وقتی یک آیه قرآن را حتی ترجه درست آنرا نمیدانید در نوشته هایتان به دیگران بکار نبرید.
در جایی نوشته اید : "در قران به صراحت امده که اگر ادامه زندگی مشکل .شد از هم جدا شید که خدا از فضل خود هر دو را بی نیاز میکند."
پسر استاندار متنفذ کشور اسلامیمان ایران!! ... اگر فقط یکبار ترجمه این آیه مورد اشارت رو میخوندی حتما متوجه میشدی که اون آیه که خدا از بی نیاز سازی بنده اش از فضل خویش گفته ، در مورد ازدواج هست نه طلاق!!!!
بسیاری از خطاهای شناختی شما دقیقا مانند همین ترجمه وارونه فوق الذکر میباشد که برایتان به صورت فرض درست مینماید ، لذا از فرضهای غلط ، نتایج و احکام غلط نیز صادر مینمایید. این مثالی بود برای درک کلمه "خطای شناختی"!
و اما کلام آخر :
1- پیگیری رفع بیماری مهلک خودارضایی که در آینده نیز برایتان مشکلات بسیار دیگری نیز ایجاد خواهد کرد.
2- خلوت با خود و نوشتن خصوصیا خوب همسرتان و خصوصیات بد خودتان. در ابتدا بسیار سخت خواهد بود اما اگر میخواهی که در زندگی با همسر و یا همسران آینده سرافکنده نشوی تلاش کن ببین میتونی حتی یک برگ کاغذ از خودت بنویسی!
3- رجوع به انسان هایی خودساخته ، برای رفع مرض مهلک غرور!!!!
4- دوری جستن از هر گونه توجیحات مذهبی خودساخته!!
5- روان درمانی اضطراب و افسردگی با مراجعه ابتدایی به روانشناس بالینی
6- انجام ورزشهای سخت و انسان ساز مانند کوهنوردی (ایلام طبیعت بلوطی بسیار بکری داره ، قدرش رو بدون و استفاده کن)
7- تلاش بی وقفه برای استقلال از امتیازات پدر و تکیه به داشته های مادی و معنوی خود.
و ....
در پایان باید به خصوصیت خوبت هم اشاره کنم و اون تحمل خوبت در برابر انتقادهای تند و آرام تاپیکت! هست. اینو آخر گفتم که شیطان درونت از طریق ابزار غرور چشمات رو به واقعیت پستها نبنده!
.
.
.
.
در پناه حق.
گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
مولانا
ویرایش توسط Aram_577 : چهارشنبه 11 دی 92 در ساعت 10:42
علاقه مندی ها (Bookmarks)