به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 اردیبهشت 98 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    6,982
    سطح
    55
    Points: 6,982, Level: 55
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 168
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 84 در 51 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    به نظر من برگرد تاپیک قبلیت و راهکاری را که خانم بالهای صداقت براتون نوشتند دوباره بخون.
    سعی کن یکبار برای همیشه این موضوع را حل کنی.
    هر چی بیشتر کشش بدی، بیشتر غرق می شی توش. پس تمامش کن.

    خوب فکر کن با خودت. فضا و زمان مناسبی را انتخاب کن و بشین با شوهرت صادقانه مساله را مطرح کن و تمامش کن.
    خیلی دوست دارم این کارو انجام بدم ولی متاسفانه شوهرم اصلا گوش نمی کنه و سریع از کوره در میره و منو متهم به دروغگویی می کنه و فکر میکنه گولش زدم و یا خانوادم نمیذارن این اتفاق رخ بده....اون موقع خودش بهم یه سری گفت باید بریم خونه مادرش که قدیمی 2 طبقه اس زندگی کنیم (سرویس و آشپزخانه مشترک با 5 خواهر وبرادر بزرگتر از خودش و مجرد و خونه 70 متری در دوطبقه!!!) و قید خانوادمو هم بزنم.........................
    وحشتناکه برای من

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamr نمایش پست ها
    چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

    کاری به کارش نداشته باش. بشین زندگیتو بکن. خب تو هم داری موش میدوونی دیگه. اصلا چرا میخوای بری نزدیک خانواده ات؟

    واقعا به این همه دلخوری و سری میرزه؟ فکر کن تو یه شهر دیگه ای. خودت باید گلیم خودت رو از آب بکشی بیرون. نمیدونم

    شاید هم این اصرار (خونه گرفتن نزدیک خانواده ات) از طرف خانواده اته و انگار تو هم بدت نمیاد. ولی واقعا ارزششو داره؟

    حالا با این حرفای تو خدا به داد اونایی برسه که چندین فرسخ از خانواده اشون دورن.

    الان تو دیگه ازدواج کردی یعنی مستقل شدی. یعنی مستقل از هر دو خانواده. نه اینکه بری بچسبی به خانواده خودت و

    با خانواده همسرت دریغ از یه رفت و آمد و حتی یه زنگ خشک و خالی
    ما دو تابچه ایم.بچه اول خونوادم.دلم میخاد موقع زایمان یه کم به خانه پدرم نزدیکتر باشم فکر کنم این حقمه........
    در ضمن من خیلی آدم اجتماعی هستن ولی خانواده همسرم اصلا اینطوری نیستن تا حالا مادرشوهرم خونه ما نیومده و یا تا حالا به موبایل من زنگ نزده حتی شماره خونهمون هم نگرفته حالمو بپرسه همیشه به همسرم روزی 2 بار زنگ میزنه و حالشو میپرسه و زحمت میکشه حاله منو از اون میپرسه با اینکه من چندین بار تماس گرفتم باهاشو حالشو پرسیدم اصلا کلا یه جورییی هستن

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dokhtare mehraban نمایش پست ها

    ما دو تابچه ایم.بچه اول خونوادم.دلم میخاد موقع زایمان یه کم به خانه پدرم نزدیکتر باشم فکر کنم این حقمه........
    این دلیل نمیشه چون شما 2 تا بچه اید پس همش با خانواده ات باشی. عزیزم تو الان ازدواج کردی و به سلامتی بعد چندماه میخوای مادر شی.

    یعنی داری خانواده ات رو تکمیل میکنی. خانواده تو یعنی الان تو و همسرت و بچه ات.

    تو باید یاد بگیری که دیگه خانواده پدر و مادرت توی الویت دوم تو باید باشند.

    درسته این حق توئه ولی به چه قیمتی؟؟؟؟ به قیمت ناراحت کردن خودت و همسرت؟ والا پدر و مادرت هم اینو نمیخوان.

    تو هنوز نمیدونی توی لیستت همسرتو باید کجا قرار بدی و پدر و مادرت رو کجا و خانواده همسرت رو کجا.

    سعی نکن به خاطر نزدیک شدن به خانواده ات همسرت رو از خودت دور کنی.

    تو اگه فعلا به خانواده احتیاج داشتی چرا ازدواج کردی؟ اگه با اونا راحت بودی خب مجرد می موندی.

    شرمنده یه کم تند حرف میزنم ولی عزیزم من فقط به خاطر خودت میگم. تو دیگه الان زن اون خونه ای که وظیفه ات ایجاد آرمش تو اون خونه است.

    ببین واقعا مادرت برای آرامش شما و بابات چیکارا میکنه تو هم یاد بگیر. همین که به فکر توئه یعنی فقط داره به زندگی خودش فکر میکنه.

    تو هم برای مادرت الان دقیقا مثل اون بچه تو شکمتی. پس به اون بچه فکر کن و آرامش رو از خودت و همسرت و بالاخره از اون بچه دریغ نکن.

  3. کاربر روبرو از پست مفید kamr تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 24 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.