بعد چند ماه برگشتم
اما اوضاع اصلا تغییر نکرده.رفتارش همچنان پرخاشگرانه هستش در هارو باز میکنه محکم میکوبه یخچالو هم همینطور و رفتاری از این قبیل.امسال کنکور داره اما اصلا نخونده بجاش هر روز میاد میگه من فلان رشته میخوام قبول بشم و چشم همتونو دربیارم.در حالی که خودشم میدونه ارزوهاش همش سرابه چون نه درس خونده نه سربازی رفته نه مهارتی بلده که بخواد بره کاری واسه خودش دست و پا کنه.نمیدونم داره ما را گول میزنه یا خودشو.چقدر سخته ادم اونی نباشه که میخواد باشه .قضیه داداش منم همینطوریه.راهشو گم کرده .نمیدونه یا نمیخواد که شروع کنه .اگه نمیخواد درس بخونه پس چرا همش میگه کتاب ندارم.80% کتابهای کنکورشو خریده اما میگه باز پول میخوام که بقیشو بخرم.همه کتاب هاش دست نخورده مونده.صبح تا ظهر که پای تلویزیون میشیه بعدشم میره اتاقش یا میخوابه یا با کتابها ور میره.مثلا میخواد وانمود کنه که داره میخونه.
هفته پیش کارنامه کنکورشو آورد گفت ببینید درصدامو .من اگه همین هارو تو کنکور اصلی بزنم رتبه زیر صد میارم اما کتاب ندارم که بخوام خوب تر بخونم.ما بهش شک کردیم اون لحظه که وقتی این نمیخونه چطور تراز و رتبه خوب تو آزموناش به دست میاره.تا اینکه بدون اینکه بهش بگیم رفتیم تو سایت اون سازمانی که میره کنکور آزمایشی میده و نمونه کارنامشو در آوردیم..........دیدیم که بله....آقا درصدهاشو تغییر داده .گویا کارنامه قابل ویرایش بوده.چرا داره سر ما شیره میمالهههه؟؟؟؟؟؟حالا بازم برگشته میگه 400 تومن به من پول بدهید برم کتاب بخرم؟؟؟؟؟؟این حرفاش یعنی چی؟
ما هم میدونیم که که قصد کتاب خریدن نداره اگه هم کتاب بخره الکیه بقیه پولاشو میخواد جای دیگه خرج کنه.مثلا چه میدونم گوشی بخره چون گوشی نداره در حال حاضر.
چطوری باهاش برخورد کنیم؟چطوری این خانوادمونو که فروپاشیده دوباره ترمیم کنیم؟
چون اون با این کاراش همه اهل خانواده را عاصی کرده و همه به غم و غصه مبتلا شدیم
+++
چند هفته پیش برادرم ساعت 2 بعد از ظهر از خونه رفت و 10 شب برگشت وقتی هم گه برگشت بابا پرسید کجا بودی گفت کافی نت بودم کار داشتم و بدون اینکه منتظر باشه رفت تو اتاقش.خیلی بی حال بود رفت سریع دراز کشد ما متوجه شدیم که زیر چشماش کبود شده.
ترسیدیم که نکنه رفته جایی که مواد بکشه آخه تابلو بود زیر چشماش.از کجا بفهمیم که میکشه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پدر و مادر من خیلی منفعالانه عمل می کنند اصلا اقتدار ندارند.از دست پدر و مادرم هم عاصی هستم که به همین راحتی از کنار مسئله عبور می کنند.قاطعانه برخورد نمی کنند البته اگر هم شخیلی تند به برادرم حرف بزنند برادرم کم نمیاره و صداشو میبره بالا و نهایتا دعواشون میشهه









علاقه مندی ها (Bookmarks)