سلام مجدد
من پا پیش گذاشتم و زنگ زدم به شوهرم گفتم بیا حرف هامون رو بزنیم شوهرم اخلاقش اینه اگه من پا پیش بگذارم و کوتاه بیام وام خط و نشون می کشه ولی دلم نمی خواست اینطوری سرد بیشتر از 4 روز با هم باشم
شب اومد و گفت من اینم که هستم تا نریم سر خونه و زندگیمون و عروسی نکنیم هیچی برات نمی خرم (منظورش لباس و طلا ) و به شدت طلبکار بود و گفت تا الان دیدی اخلاقی از من تغیر کرده باشه ؟ از این به بعد هم تغییر نخواهد کرد
واسه شب یلدا خانواده شوهرم واسم یه دستبند خیلی خیلی ارزون اوردن وقت طلا مثقالی 410 تومن بود اینو خریده بودن 390 تومن آخر فاجعه بود و به من گفتن که 600 خریدیم
همینکه دستم کردم و دستمو گذاشتم رو زمین 4 تا از حلقه هاش له شد
به قدری حرصم گرفته بود که می خواستم خودمو بکشم واسه اون عروسشون 7 سال پیش سرویس برلیان چندین میلیونی می خریدند (لطفا نگید هدیه بوده و مهم این بوده که به یادت هستن و...) دستبند 4 تا حلقه هاش شکسته بود و هر آن احتمال داشت از دستم بیفته و من به شوهرم گفتم که با خواهرت اینو می خوام برم و عوضش کنم و گفت نمی خواد و بعد که بهش نشون دادم گفت باشه فرداش با خواهر شوهرم رفتیم طلا فروشی و گندش در اومد که این دستبنده 390 تومن بوده و الکی گفتن 600 و یه انگشتری که پدر شوهرم سر عقد دستم کرده بود رو هم که گفته بودن 700 خریدیم دادم به طلا فروش و گفت 220 تومن قیمتشه خداییش خیلی حرصم گرفت مگه من با عروس اولشون چه فرقی داشتم که بخوان اینجوری فرق بگذارن سال 84 یه سرویس برلیان 6 میلیون تومنی هدیه به عروسشون و سال 92 یه انگشتر 220 هزار تومنی به من
خلاصه انگشتر و دستبند رو دادم و شوهر خواهرش هم یه مقدار گذاشت روی پول و من یک جفت گوشواره 870 تومنی خریدم قرار بود شوهرم بیاد و پولشو بده و من هر چی زنگ زدم گوشیش رو برنداشت و بعد 3 بار پسر عمه ام برداشت و گفت شوهرت گوشیشو پیش من جا گذاشته
حالا پریروز شوهر م میگه بابام زنگ زد به خواهرم و کلی چیزش گفت که به چه حقی دنبال این راه افتادی و براش گوشواره خریدی
و من عمدا به پسر عمه ات گفتم که جوابتو بده و بگه گوشیش جا مونده
شاید بگین چرا هدیه ها رو فروختی و ... ولی واقعا هر وقت می دیمشون اعصابم می ریخت به هم چرا اینقدر تفاوت ؟ چرا شوهرم واسه من ارزش قائل نباشه
همه این حرف ها که رو شد من احمق از بس دلتنگ شوهرم بودم بغلش کردم و بوسش کردم ولی الان بعد از دو روز نه بهم زنگ زده و نه اس ام اس و نه اومده خونمون
من هم گوشیم رو خاموش کردم وقتی قهره که نمی زنگه وقت من پا پیش می گذارم که بازم تحویل نمی گیره فقط وقتی نیاز جنسیش بهش فشار میاره یادش می افته که منم هستم ؟
دیگه نمی گذارم بهم دست بگذاره چطور واسه خرید کردن به من میگه تا عروسی نکنیم هیچی برات نمی خرم منم بهش می گم تا عروسی نکردیم نمی گذارم بهم دست بگذاری
دیشب زنگ زدم به پدر شوهرم گفته بود به ساناز بگین زنگ بزنه کارش دارم ، گفت شوهرت خسیسه واسه چیز هایی که لازم نمی دونه پول خرج نمی کنه !
شوهرم تنها چیز خوبی که برام خرید حلقه نامزدیم بود جواهر بود ولی همین که مزه با من بودن رو چشید از هر چیزی برام کم گذاشت
گفته بودم که از دوست خواهر شوهرم جنس خریدم و شوهرم گفت نخر من پول ندارم
هنوزم می گه من پولشو ندارم نمی دم خودم حقوقمو گرفتم به نظرتون اگه از حقوق خودم بدم بد عادت نمی شه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)