اما وقتی به این فکر میکنم که میخوام ازدواج کنم و وقتی فکر میکنم یه روز پدر میشم یا همسر یه خانم میشم.وقتی فکر میکنم انسانی هست که قراره تمام زندگیم رو باهاش شریک باشم و سر بر یک بالش باهاش بگذارم از همه این چیزها متنفر میشم.حتی نسبت به اون خانم هم حس بدی پیدا میکنم.حس میکنم ازدواج، همسر داشتن و همسر بودن، فرزند داشتن و پدر بودن کار کثیفیه...وقتی به ازدواج فکر میکنم یه خشمی پس زمینه روحم رو میگیره.حتی نمیدونم برای چی خشم؟اما یه چیزی شبیه بی رحمی هست.خشم توام با بی گذشتی...
خلاصش این که خیلی اتفاقی چیزی که در نظر شما هست برای من اتفاق افتاد.اما نه تنها تاثیر خوبی نداشت که منو دچار یه عذاب وجدان کرد که خواستم رابطه ای رو شروع کنم اما خودم پا پس کشیدم...
علاقه مندی ها (Bookmarks)