سارا جان
شاید با خوندن جوابایی که برات نوشتن با خودت میگی یه عده آدم بدون اینکه بتونن درکت کنن خیلی راحت میگن که تموم کن! خب اگه کار راحتی بود که خودت زودتر انجام میدادی! میدونم ته دلت دوس داری که یکی بیاد بهت بگه که میتونی به آینده ی این رابطه امیدوار باشی، اما باور کن ما از اول تا آخر داستانت رو از حفظ بودیم! عزیزم اصلا نیازی نیست که همه چیز رو توی این دنیا خودت تجربه کنی! میتونی از تجربیات دیگران استفاده کنی... این تجربه به ما میگه که انقدر این بی توجهی ادامه داره تا خودت این حرفو که دیگه نمیخوای رابطه داشته باشی پس بگیری!! و از این به بعد اون شخصیت رویایی و ایده آل این آقا رو فقط وقتی جوابگوی نیازاش باشی، میبینی
و شاید الان فکر کنی که بیرون رفتن از این رابطه برات غیر ممکنه اما بالاخره یه روزی باید این کارو بکنی و هرچقدر این اتفاق دیرتر بیفته آسیبی که به جسم و روحت میخوره غیرقابل جبران تر میشه.
امیدوارم خدا بهت کمک کنه تا به خودت بیای!








علاقه مندی ها (Bookmarks)