به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    فقط خدای عزیز،

    دوستان راهنمایی های خوبی کردن. من فقط یه نکته رو بهتون بگم: اینکه "جسارت" لازمه ی جذابیت هر پسریه. و مهم تر از اون لازمه ی اداره ی یه زندگی.

    پسری که جسارت این رو نداره که موقعیت مناسبی برای بیان حرفش ایجاد کنه، و نشسته منتظر تا خود دختر پاشه بیاد، چطور میشه برای اداره کردن یه زندگی بهش اعتماد کرد؟ اگرم توان اداره زندگی رو داشته باشه، حداقلش اینه که جذابیت اولیه رو برای ما دخترا (یا حداقل برای خیلی هامون) نداره.

    مثل یه مرد برو و موقعیت رو ایجاد کن. به جای اینکه بشینی فکر و خیال کنی.

    شما حرفتو بزن، اون اگه کسی تو زندگیش باشه، خودش میدونه چه جوابی به شما بده. شما نیازی نیست در اون مورد سوال کنی.

    اینکه میگی بخاطر این جلو نرفتم که ته ذهنم شرمگینم از اینکه مبادا کسی توی زندگیش باشه، از نظر من یه توجیهه. چون اگه شرمگین بودی دیگه بهش فکر نمیکردی. شما حتی مطمئن نیستی که اصلا کسی باشه.

    البته اینکه یه پسر حیا داشته باشه خوبه. اما یه پسر باحیا هم حداقل میتونه موقعیت رو به شکل غیرمستقیم هدایت کنه (مثلا اینکه خواهرت بره اونجا).

    به هرحال یه فکری بکن. یا فراموشش کن، یا یه اقدام درست. خداییش این تاپیکت دیگه رو اعصابه....

    یادمه قبلنا یه چیزایی راجع به شرایط خونوادگیتون تو یه تاپیکی نوشته بودید. اینکه همه ی کارها رو براتون انجام میدادن. راجع به یه سری ویژگی های اخلاقی هم نوشته بودید که سعی کردید از بین ببرید. متاسفانه فراموشم شده. ممکنه اینجا دوباره بنویسید؟

    در ضمن نشونه هایی از وسواس فکری هم قابل رؤیته...

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. 7 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    1234567 (چهارشنبه 07 اسفند 92), abi.bikaran (چهارشنبه 07 اسفند 92), ayda86 (پنجشنبه 08 اسفند 92), faghat-KHODA (چهارشنبه 07 اسفند 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93), reihane_b (چهارشنبه 07 اسفند 92), خوشبختی (پنجشنبه 08 اسفند 92)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    چند باز خواستم بیام توی تاپیکتون بنویسم اما ترسیدم نتونم منظورم رو خوب برسونم. ولی حالا می نویسم

    لطف کردید و خوشحالم که تو تاپیکم پست گذاشتید .ممنون

    1
    نقل قول نوشته اصلی توسط mazloom2 نمایش پست ها
    سلام،
    فقط از طریق فرستادن خواهرتون به محل کار ایشون موضوع را دنبال کنید . از اول هم باید این کار را میکردید. من تجربه اش را دارم اگه خواهرتون کمی دقت کنه هیچ مشکلی پیش نمیاد . زودتر اقدام کنید که فکرتون آزاد بشه.
    از شما هم بسیار ممنونم.راستش من در مورد فرستادن خواهرم به محل کار ایشون دو دلم.این روش تو همین تاپیک هم موافق داره هم مخالف.خودم دوست دارم تو محیط کار ایشون هیچ اقدامی نکنم.ممنون

    نقل قول نوشته اصلی توسط earth نمایش پست ها
    سلام فقط خدا محترم

    به نظرم غرور وترس بیجا شما باعث میشه نتونید تصمیم درستو بگیرید.

    اگر جای شما (پسر)بودم خودمو به آبو آتش میزدم تا حسرتش واسم نمونه.

    البته صبر شما زیاده.

    ترس شاید.اما غرور فکر نکنم.

    درمورد تاپیکم هم خودم دوست دارم ادامه بدم وبه نتیجه برسم اما نیاز به یک هدایتگر قوی دارم که ...
    البته فرشته مهربون به من لطف دارن وفکر کنم خواستن یه طوری دهن ذهن پر حرف منو ببندن واونهمه تاپیکو یه جا گذاشتن تا دیگه حرفی نزنم.

    حتما ادامه بدین.من فکر کنم مادامی که شما پستهاتون احساسی باشه فرشته مهربون زیاد تو تاپیکتون پست نذارن.چون باید اثرات پیشرفت رو تو شما مشاهده کنن تا وارد مراحل جدید بشین دیگه .

    البته اثرات مثبت دانشگاه وکارهایی که جدیدا انجام میدم خوب بوده.

    طبیعتا انرژی اگه تخلیه نشه یه جا ازار میده ادم رو.خب این یعنی پیشرفت دیگه.حتما ادامه بدین.حتما یه جاهایی خسته میشین.اما نباید نا امید بشین.ممنون
    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها
    فقط خدای عزیز،

    دوستان راهنمایی های خوبی کردن. من فقط یه نکته رو بهتون بگم: اینکه "جسارت" لازمه ی جذابیت هر پسریه. و مهم تر از اون لازمه ی اداره ی یه زندگی.

    پسری که جسارت این رو نداره که موقعیت مناسبی برای بیان حرفش ایجاد کنه، و نشسته منتظر تا خود دختر پاشه بیاد، چطور میشه برای اداره کردن یه زندگی بهش اعتماد کرد؟ اگرم توان اداره زندگی رو داشته باشه، حداقلش اینه که جذابیت اولیه رو برای ما دخترا (یا حداقل برای خیلی هامون) نداره.

    الان من با این سرعت چجوری جسارتم رو افزایش بدم اخه ؟!

    مثل یه مرد برو و موقعیت رو ایجاد کن. به جای اینکه بشینی فکر و خیال کنی.

    باور کنید من مدام به ایشون فکر نمی کنم.خدا رو شکر خیلی مواظب بودم احساساتم درگیر نشه که شکر خدا خیلی نشد.

    به هرحال یه فکری بکن. یا فراموشش کن، یا یه اقدام درست. خداییش این تاپیکت دیگه رو اعصابه....

    جدا ؟ خب سعی می کنم این اخرین پستم باشه.لا اقل تا زمانی که اتفاق مهمی نیفتاده دیگه پستی نذارم.اگر هم دیگه تاپیک رو ادامه ندادم که مشخصا همه چیز منتفیه.

    یادمه قبلنا یه چیزایی راجع به شرایط خونوادگیتون تو یه تاپیکی نوشته بودید. اینکه همه ی کارها رو براتون انجام میدادن. راجع به یه سری ویژگی های اخلاقی هم نوشته بودید که سعی کردید از بین ببرید. متاسفانه فراموشم شده. ممکنه اینجا دوباره بنویسید؟

    این اولین تاپیک در مورد بنده بود.نمیدونم شاید تو تاپیک یه دوست بزرگواری چیزی گفتم.الان نمیدونم کدوم قسمت رو میفرمایید.اگه چیز خاصی مد نظرتونه در خدمتم.

    در ضمن نشونه هایی از وسواس فکری هم قابل رؤیته...

    ای بابا !!! هر چی خوبیه که من یه جا دارم !!! ممنون
    نقل قول نوشته اصلی توسط 1234567 نمایش پست ها
    سلام

    عجله لازم نیست ، خیالت راحت توی این چند هفته دختر ازدواج نمیکنه (مگر اینکه واقعا کسی تو زندگیش باشه که خودت هم دلت میخواد اگه کسی تو زندگیش هست اقدام نکنی)

    خدا خودش فرصت مناسب رو ایجاد میکنه (با شناختی که از خدا دارم اینو میگم)

    خدا کنه

    مطمئن باش ظرف چند روز آینده دختر بازم میاد محل کارت

    چرا اینقدر مطمئن می گید ؟

    یکم صبر داشته باش (هر چقدر طول بکشه و تلاشتو بیشتر کنی برای بدست آوردن هر چیزی قدرشو بیشتر میدونی و از داشتنش و درکنار اون بودن لذت بیشتری میبری)

    من با فرستادن خواهرت موافق نیستم چون اون دختر در جواب حرفی که زدی : کسی تو زندگیش هست یا نه
    گفته : یجورایی آره


    اگر گفته بود نه و یا هر چیز دیگه ای گفته بود که جواب مثبت به درخواست شما تلقی میشد باید با همراهی خانواده (پدر مادر خواهر برادر) سایر مراحل رو اقدام میکردی
    ولی حالا که جوابش نا مشخصه نمیشه اینطوری اقدام کرد (این کلمه یجورایی کار رو سخت کرده)

    خب این رو میترسم تو این تاپیک بلند بگم!!!منم همین رو می گم.

    برای همین من هیچوقت تا مطمئن نشم که نظر دختر کمی مثبت هست به خانواده اطلاع نمیدم
    اما اگر بفهمم که دختر اجازه میده مراحل خواستگاری و شناخت شکل بگیره با کمک خانواده این مراحلو طی میکنم

    احسنت.همینه که دوست دارم دیگه.در ضمن الکی بهم روحیه نده بابا جان.ایشون دیگه نمیان.ممنون
    شاید این اخرین پستم تو این تاپیک باشه.از همتون ممنونم.به خاطر کلمه کلمه ای که نوشتین.به خاطر ثانیه ثانیه ای که وقت گذاشتین.از همه اونایی که بودنشون رو با تشکر پای پستها نشون دادن.از دستم چیزی جز تشکر بر نمیاد.هزار باره ممنون

    فقط خدا
    بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته

    باشد نه شعور
    لازم برای خاموش ماندن



    ژان دلابرویه



  4. 5 کاربر از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده اند .

    1234567 (چهارشنبه 07 اسفند 92), abi.bikaran (چهارشنبه 07 اسفند 92), earth (چهارشنبه 07 اسفند 92), shabnam z (پنجشنبه 08 اسفند 92), میشل (چهارشنبه 07 اسفند 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اجازه شماره دادن به خواستگار و بدم یا نه؟؟؟
    توسط setare sorbi در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 20 اردیبهشت 93, 10:50
  2. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 14:10
  3. اگه با خواستگارم 6 ماه ارتباط داشته باشم ؟؟؟
    توسط شوکا در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مهر 90, 10:26
  4. آدمها مثل کتابها هستند ؟؟؟!!!!!
    توسط آهو در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 فروردین 87, 17:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.