خانم مجرد بازم بابت حرفام عذر می خوام . اون حرفایی که من زدم بیشتر احساسی بود . من چون خودم دوست دختر داشتم اینکه توی این تالار ببینم دختری داره در مورد دوست پسری که داشته و ........ حرف می زنه اذیتم نمی کنه و حتی اگه بخوام با کسی ازدواج کنم که دوست پسر داشته خیلی مشکلی باش ندارم و می تونم همچین دختری رو درک کنم .به اینا اضافه کن روابطی که داشتم و مهرش مثل داغ رو پیشونیم میمونه و هربار که پسرا تو این سایت از نفرتشون از این مسائل مینویسن و اینکه نمیخوان همسرشون اینطوری بوده باشه، داغون میشم و هر پست این پسرا یه خنجریه تو قلب من
البته خودم ناراحتم که قبلا دوست دختر داشتم و اگه بخوام با کسی ازدواجم کنم بش در مورد اینکه قبلا دوست دختر داشتم نمی گم و دنباله زنی هم که قبلا دوست پسر داشته باشه نمی گردم .
منم اگه اون طوری در مورد رابطه ی جنسی حرف می زنم برای اینه که خودم تجربش رو نداشتم و می گم حالا که خودم تجربه نکردم چرا زنی بگیرم که تجربش رو کرده . اگه منم تجربش رو کرده بودم همین نگاهی که در مورد اینکه زنی که می گیرم دوست پسر داشته یا نه رو در این مورد هم داشتم . عکس العمل من در اون پست تا حد زیادی احساسی بود .
ستیلا اگه من این حرفا رو زدم خواستم توی جواب اونایی بگم که می گند هنوز برای ازدواجت زوده و برو توی فکر ادامه تحصیل و بعدشم سربازی و پول درآوردن بعدش برو سراغ ازدواج . اونا نمی تونند منو درک کنند .اقا محمد اینکه بیاید اینجا و اه و ناله کنید نه اینکه بد باشه ولی به نظر میاد بیشتر داره روحیه شما رو تضعیف میکنه.پس به جای این حرفا واقعا عمل کنید.یه کاری پیدا کنید که حداقل بتونید یه مبلغ درامدی داشته باشید برای هزینه های خودتون.
بردار من مگه همه پولدار هستن.مگه فقط پدر و مادر شما بحث شون میشه.خوب این دعواها برای هر زن و شو.هری هست.پس به این چیزا فکر نکنید.
منم دانشگاه دولتی درس خوندم و الان دارم ارشد میخونم.اما منم بیکارم و شاید هیچ وقت اون کاری رو که دلم میخواد پیدا نکنم اما سعی میکنم از همین حالا براش برنامه ریزی کنم که اگه شرایطش جور شد برم سر کار.افسرده شدن و ناراحتی چیزی رو عوض نمیکنه فقط دارید روحیه خودتون رو تضعیف میکنید.
اینکه می گم پدر و مادرم مشاجره داشتند این نبوده که مثلا سر چیزای مسخره با هم اختلاف داشته باشند . پدر و مادرم دو بار داشتند از هم جدا می شدند و تا آستانه ی طلاق پیش رفته بودند و هر دفعه مامانم دو سال گذاشته بود رفته بود خونه ی پدرش و وقتی دیده بود داره کار به طلاق می کشه با بابام مصلالحه کرده بود .انقدر توی هردوبارش توی محله و فامیل آبرو ریزی شد که دیگه الان هر ننه قمری در مورد اختلافات خانوادگی ما می دونه .
اینکه می گم نداریم این نیست که مثلا بابام بم پول نمی ده با دوستام برم مسافرت شمال و ......... . بابام یک پول کمی رو گذاشته بود برای من و داداشم که برای عید بریم باش یک لباسی برای خودمون بخریم . من به بابام گفتم من خرج های واجب تر از لباس زیاد دارم اونم گفت به خودتون پول نمی دم و فقط اگه بخوام لباس بخرم به مادرم پول می ده که بریم لباس بخریم . داداشم رفت لباس خرید و من گفتم لباس نمی خوام پولشو می خوام . دیروزم می خواست برامون مهمون بیاد بابامم پول نداشت بم گفت محمد می شه اون پولی که برای لباست گذاشتم رو خرج کنم . بش گفتم ٰآره . یعنی من یادم نمی یاد ماهی رو که بابام تا وسط ماه حقوقش کامل تموم نشده باشه .
بعدشم اینکه خانواده پدر و مادرم خیلی وضعشون خوبه و خوب آدم ناخودآگاه خودش رو با اونها مقایسه می کنه هم باعث می شه بیشتر فکر کنم وضع اقتصادی خانوادم خراب هست .
حالا خوبه که شما بم گفتید آه و ناله نکنم .
آبجی اولش که گفتید پیگیری می کنید فکر کردم می خواهید برای اون یکی داداشمون پیگیری کنید .به مادر تون هم بگید برای ازدواج پیگیر باشه تا بالاخره دختر مورد علاقه تون رو پیدا کنید .نیازی هم نیست که برای هر دختری که زنگ میزنه فوری به شما بگه گفتن نه.اگه دختری شرایط رو پذیرفت شما رو در جریان قرار بده(من بدون اجازه داداشم با همراهی مادر گرامی برای داداشم پیگیری میکنیم ).هیچ وقت هم از معیارهایی که برای همسرتون داشتید و براتون مهم بوده کوتاه نیاید.
ممنون آبجی زحمتتون نمی دم . اصلا شاید شما داری کالیفرنیا زندگی می کنی و منم جزایر قناری دارم زندگی می کنم . بعدشم می خواهید به اون دختر خانومی که مثلا پسندیدید چی بگید . خواستم ببینم واقعا می خواهید برام پیگیری کنید یا اینکه همین طوری این حرف رو زدید . راستش از صداقت شما هم مطمئن بودم . اصلا نمی دونم چرا ازتون خواستم پیگیری کنید .
بازم بابت اینکه خواستید برای من مورد مناسب پیدا کنید ازتون ممنونم .
فاطی خانوم یعنی واقعا حرف دلم رو زدی . اگه موردی پیدا بشه که بتونه با این شرایط که من دو سال ارشد بخونم و دو سال برم سربازی کنار بیاد که هیچ ولی اگر گیر نیومد و کسی حاصر باشه بام ازدواج کنه و بعدش من برم سربازی و بعد سربازی و اینکه وضع زندگیم خوب شد ادامه ی تحصیل بدم هم خیلی خوبه .
اگر کسی هم بام ازدواج نکرد باز اینکه برم سربازی بهتر از این هست که برم ارشد بخونم
چون اگه زن نداشته باشم و بسیجم نداشته باشم احتماله زیاد می یفتم یک شهر دیگه برای سربازی و باید توی پادگان نظامی خدمت کنم . اونجا دیگه مثله دانشگاه نیست که عوامل محرک داشته باشه و برم توی فکر عشق و عاشقی و ....
بعدشم دیگه لازم نیست مثله درس خوندن روی کارم حتما تمرکز داشتم باشم یا روحیه خوبی داشته باشم . اگه کاری که اونجا بم محول می شه رو با هر کیفیتی انجام بدم مهم نیست و بعد دو سال خلاص می شم . مرخصی هم نمی گیرم که زود دو سال تموم بشه .
- - - Updated - - -
خانم مجرد بازم بابت حرفام عذر می خوام . اون حرفایی که من زدم بیشتر احساسی بود . من چون خودم دوست دختر داشتم اینکه توی این تالار ببینم دختری داره در مورد دوست پسری که داشته و ........ حرف می زنه اذیتم نمی کنه و حتی اگه بخوام با کسی ازدواج کنم که دوست پسر داشته خیلی مشکلی باش ندارم و می تونم همچین دختری رو درک کنم .به اینا اضافه کن روابطی که داشتم و مهرش مثل داغ رو پیشونیم میمونه و هربار که پسرا تو این سایت از نفرتشون از این مسائل مینویسن و اینکه نمیخوان همسرشون اینطوری بوده باشه، داغون میشم و هر پست این پسرا یه خنجریه تو قلب من
البته خودم ناراحتم که قبلا دوست دختر داشتم و اگه بخوام با کسی ازدواجم کنم بش در مورد اینکه قبلا دوست دختر داشتم نمی گم و دنباله زنی هم که قبلا دوست پسر داشته باشه نمی گردم .
منم اگه اون طوری در مورد رابطه ی جنسی حرف می زنم برای اینه که خودم تجربش رو نداشتم و می گم حالا که خودم تجربه نکردم چرا زنی بگیرم که تجربش رو کرده . اگه منم تجربش رو کرده بودم همین نگاهی که در مورد اینکه زنی که می گیرم دوست پسر داشته یا نه رو در این مورد هم داشتم . عکس العمل من در اون پست تا حد زیادی احساسی بود .
ستیلا اگه من این حرفا رو زدم خواستم توی جواب اونایی بگم که می گند هنوز برای ازدواجت زوده و برو توی فکر ادامه تحصیل و بعدشم سربازی و پول درآوردن بعدش برو سراغ ازدواج . اونا نمی تونند منو درک کنند .اقا محمد اینکه بیاید اینجا و اه و ناله کنید نه اینکه بد باشه ولی به نظر میاد بیشتر داره روحیه شما رو تضعیف میکنه.پس به جای این حرفا واقعا عمل کنید.یه کاری پیدا کنید که حداقل بتونید یه مبلغ درامدی داشته باشید برای هزینه های خودتون.
بردار من مگه همه پولدار هستن.مگه فقط پدر و مادر شما بحث شون میشه.خوب این دعواها برای هر زن و شو.هری هست.پس به این چیزا فکر نکنید.
منم دانشگاه دولتی درس خوندم و الان دارم ارشد میخونم.اما منم بیکارم و شاید هیچ وقت اون کاری رو که دلم میخواد پیدا نکنم اما سعی میکنم از همین حالا براش برنامه ریزی کنم که اگه شرایطش جور شد برم سر کار.افسرده شدن و ناراحتی چیزی رو عوض نمیکنه فقط دارید روحیه خودتون رو تضعیف میکنید.
اینکه می گم پدر و مادرم مشاجره داشتند این نبوده که مثلا سر چیزای مسخره با هم اختلاف داشته باشند . پدر و مادرم دو بار داشتند از هم جدا می شدند و تا آستانه ی طلاق پیش رفته بودند و هر دفعه مامانم دو سال گذاشته بود رفته بود خونه ی پدرش و وقتی دیده بود داره کار به طلاق می کشه با بابام مصلالحه کرده بود .انقدر توی هردوبارش توی محله و فامیل آبرو ریزی شد که دیگه الان هر ننه قمری در مورد اختلافات خانوادگی ما می دونه .
اینکه می گم نداریم این نیست که مثلا بابام بم پول نمی ده با دوستام برم مسافرت شمال و ......... . بابام یک پول کمی رو گذاشته بود برای من و داداشم که برای عید بریم باش یک لباسی برای خودمون بخریم . من به بابام گفتم من خرج های واجب تر از لباس زیاد دارم اونم گفت به خودتون پول نمی دم و فقط اگه بخوام لباس بخرم به مادرم پول می ده که بریم لباس بخریم . داداشم رفت لباس خرید و من گفتم لباس نمی خوام پولشو می خوام . دیروزم می خواست برامون مهمون بیاد بابامم پول نداشت بم گفت محمد می شه اون پولی که برای لباست گذاشتم رو خرج کنم . بش گفتم ٰآره . یعنی من یادم نمی یاد ماهی رو که بابام تا وسط ماه حقوقش کامل تموم نشده باشه .
بعدشم اینکه خانواده پدر و مادرم خیلی وضعشون خوبه و خوب آدم ناخودآگاه خودش رو با اونها مقایسه می کنه هم باعث می شه بیشتر فکر کنم وضع اقتصادی خانوادم خراب هست .
حالا خوبه که شما بم گفتید آه و ناله نکنم .
آبجی اولش که گفتید پیگیری می کنید فکر کردم می خواهید برای اون یکی داداشمون پیگیری کنید .به مادر تون هم بگید برای ازدواج پیگیر باشه تا بالاخره دختر مورد علاقه تون رو پیدا کنید .نیازی هم نیست که برای هر دختری که زنگ میزنه فوری به شما بگه گفتن نه.اگه دختری شرایط رو پذیرفت شما رو در جریان قرار بده(من بدون اجازه داداشم با همراهی مادر گرامی برای داداشم پیگیری میکنیم ).هیچ وقت هم از معیارهایی که برای همسرتون داشتید و براتون مهم بوده کوتاه نیاید.
ممنون آبجی زحمتتون نمی دم . اصلا شاید شما داری کالیفرنیا زندگی می کنی و منم جزایر قناری دارم زندگی می کنم . بعدشم می خواهید به اون دختر خانومی که مثلا پسندیدید چی بگید . خواستم ببینم واقعا می خواهید برام پیگیری کنید یا اینکه همین طوری این حرف رو زدید . راستش از صداقت شما هم مطمئن بودم . اصلا نمی دونم چرا ازتون خواستم پیگیری کنید .
بازم بابت اینکه خواستید برای من مورد مناسب پیدا کنید ازتون ممنونم .
فاطی خانوم یعنی واقعا حرف دلم رو زدی . اگه موردی پیدا بشه که بتونه با این شرایط که من دو سال ارشد بخونم و دو سال برم سربازی کنار بیاد که هیچ ولی اگر گیر نیومد و کسی حاصر باشه بام ازدواج کنه و بعدش من برم سربازی و بعد سربازی و اینکه وضع زندگیم خوب شد ادامه ی تحصیل بدم هم خیلی خوبه .
اگر کسی هم بام ازدواج نکرد باز اینکه برم سربازی بهتر از این هست که برم ارشد بخونم
چون اگه زن نداشته باشم و بسیجم نداشته باشم احتماله زیاد می یفتم یک شهر دیگه برای سربازی و باید توی پادگان نظامی خدمت کنم . اونجا دیگه مثله دانشگاه نیست که عوامل محرک داشته باشه و برم توی فکر عشق و عاشقی و ....
بعدشم دیگه لازم نیست مثله درس خوندن روی کارم حتما تمرکز داشتم باشم یا روحیه خوبی داشته باشم . اگه کاری که اونجا بم محول می شه رو با هر کیفیتی انجام بدم مهم نیست و بعد دو سال خلاص می شم . مرخصی هم نمی گیرم که زود دو سال تموم بشه .








علاقه مندی ها (Bookmarks)