سلام مریم جان.
من خودم کلی مشکل داشتم و دارم ولی با خوندن پست هات اشکم درومد وخواستم تجربه ای که در مواجهه بامشکلاتم پیدا کردم رو بهت بگم.
عزیزم ما خانم ها گاهی اینقدر کوتاه میایم که دیگه ارزشی برامون قایل نیستن.میدونم در مقابل بعضی مردها جز کوتاه اومدن راه دیگه ای هم نیست.
ولی عزت نفست هم برای خودت هم برای شوهرت خیلی پایین اومده.وداد زدن ها و کتک های بی مورد رو براش راحت تر کرده.
من کارشناس نیستم ولی با خوندن پست هات احساس کردم شوهرت خودش ادم ضعیفی هست.وامیدی هم به بهبود رابطتون نداره برای همین تلاشی نمیکنه وگرچه ازبدتر کردنش هم ناراحته ولی جلوشو نمیگیره.
یه جا گفتی وقت مشاوره گرفتین؟ چی شد همسرت اومد؟
اگه هم اون نیومد خودت تنها برو والبته اگر نیومد نیازی نیست بدونه تو داری میری مشاوره.
خانم بال های صداقت یه جا دررابطه با طلاق گفته بودن صرف رفتن یا نرفتن مهم نیست بلکه چگونه رفتن یا چگونه ماندن مهم است....پس پیشنهاد میکنم پیش روانشناس بالینی برو تا اول بتونی روحیه خودت رو بازیابی کنی(چون در هر صورت که طلاق بگیری یا نگیری این بازیابی خیلی خیلی بهت کمک میکنه-دررابطه با خودم این کار ۶۰ درصد به بهبود روند زندگیم کمک کرد)
با تمام وجود دعا میکنم هرچه زود تر به لحظات خوب برسی![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)