به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 آذر 93 [ 15:36]
    تاریخ عضویت
    1393-1-06
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    693
    سطح
    13
    Points: 693, Level: 13
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 22 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. خیلی خیلی از همدردیتون متشکرم بچه ها. یه دفعه جا خوردم که انقدر بهم توجه کردید.ممنوووووووووووووووو ونم.

    مشاوره مون ۳ ماه قبل بود. اونم اومد. مشاوره بهم گفت اگه نظر منو بخوای باید بهت بگم شوهرت اصلا قصد ادامه زندگی نداره و خیلی مغروره و فقط میگه من فکر میکردم همسرم جور دیگه ایه اما بعد عقد فهمیدم اونی که من میخاستم نیس. میگفت شوهرت غیر عادی حرف میزنه و به قدری مغروره که حتی به حرفای منم گوش نمیداد. در انتها گفت اگه خودت میخای برگردی به زندگیت برگرد و دوباره تلاش کن و اگه تونستی شوهرت رو بفرست پیش یه روانشناس. مشکلش بیشتر از این حرفاست که با مشاوره حل بشه.

    پریشب بهش گفتم چی شده که عصبانی شدی؟ گفت به صاحبخانه میگم تا ۱۵ اردیبهشت تخلیه می کنیم. گفتم دادخواست طلاق دادی؟ گفت هنوز نه. درست میگید من تو محبت کردن زیادی جلو میرم البته الان خیلی بهتر شدم. تلاششم میکنم اگه طلاق نداد کمتر محبتمو نشون بدم.

    هم اوای عزیزم ؛ یه بیمار روانی تو خیابون زنشو میزنه جلوی مردم و مردم توی خیابون با اخم بهش نگاه می کنن یا همسایه ها به داد زنش می رسن یا می افته روی کمر زنش و با قدرت تمام می کوبه توی سر و کمر زنش. و زنش همیشه بدنش کبوده تا به حال نشده یه جای بدنم رو از کسی مخفی نکنم. اگه سالم بود دیگه انقدر نمی زد که. همسر بنده عیوبی رو میگه که اگه شما ببینید میگید کجاش عیبه. پس اگه اینجوری باشه منم صبح تا غروب باید از اون ایراد بگیرم که. و با وجودی که من نمی گم همیشه بلکه در اغلب اوقات مقصر نیستم اما باز هم سعی میکنم خودمو اصلاح کنم تو این چند روزم با راهنمایی دوستان عزیز خیلی تلاش کردم.

    دیشب دیگه طاقت نیاوردم گفتم چی شد گفت شب میرم دادگاه. خیلی سخت بود. ۱ ساعت بعد گفتم کاش اصلا بهم از اول نمیگفتی و یکدفعه این کارو می کردی! تو میدونی تا شنبه
    چقدر زجر می کشم. همونطور که توی این یک ماه کشیدم. بعد از این حرف و اشکام دلش سوخت و گفت الکی میگم نمیخام برم. تا عید قصد داشتم اما الان نه. هم خوشحال شدم هم
    ناراحت. ناراحت از این که مردت ساعتی یه تصمیم میگیره. از اینکه در روزها و ماه های بعد چی پیش میاد. با وجود علاقه ای که بهش دارم اگه منو از بلاتکلیفی در بیاره برام بهتره. یه
    نصفه نیمه دارم. باید صبر حضرت ایوب داشته باشی که تو این زندگی دووم بیاری. کاش خودم می تونستم برم طلاق بگیرم. اما چه کنم انگار یکی دست و پامو به این زندگی بسته.
    به نظر شما اگه بهش بگم برو طلاقم بده کار خوبیه؟ چون فکر می کنم فقط دلش برام می سوزه که طلاقم نمیده. اما در آینده ممکنه پشیمون بشه.

    - - - Updated - - -

    سلام. خیلی خیلی از همدردیتون متشکرم بچه ها. یه دفعه جا خوردم که انقدر بهم توجه کردید.ممنوووووووووووووووو ونم.

    مشاوره مون ۳ ماه قبل بود. اونم اومد. مشاوره بهم گفت اگه نظر منو بخوای باید بهت بگم شوهرت اصلا قصد ادامه زندگی نداره و خیلی مغروره و فقط میگه من فکر میکردم همسرم جور دیگه ایه اما بعد عقد فهمیدم اونی که من میخاستم نیس. میگفت شوهرت غیر عادی حرف میزنه و به قدری مغروره که حتی به حرفای منم گوش نمیداد. در انتها گفت اگه خودت میخای برگردی به زندگیت برگرد و دوباره تلاش کن و اگه تونستی شوهرت رو بفرست پیش یه روانشناس. مشکلش بیشتر از این حرفاست که با مشاوره حل بشه.

    پریشب بهش گفتم چی شده که عصبانی شدی؟ گفت به صاحبخانه میگم تا ۱۵ اردیبهشت تخلیه می کنیم. گفتم دادخواست طلاق دادی؟ گفت هنوز نه. درست میگید من تو محبت کردن زیادی جلو میرم البته الان خیلی بهتر شدم. تلاششم میکنم اگه طلاق نداد کمتر محبتمو نشون بدم.

    هم اوای عزیزم ؛ یه بیمار روانی تو خیابون زنشو میزنه جلوی مردم و مردم توی خیابون با اخم بهش نگاه می کنن یا همسایه ها به داد زنش می رسن یا می افته روی کمر زنش و با قدرت تمام می کوبه توی سر و کمر زنش. و زنش همیشه بدنش کبوده تا به حال نشده یه جای بدنم رو از کسی مخفی نکنم. اگه سالم بود دیگه انقدر نمی زد که. همسر بنده عیوبی رو میگه که اگه شما ببینید میگید کجاش عیبه. پس اگه اینجوری باشه منم صبح تا غروب باید از اون ایراد بگیرم که. و با وجودی که من نمی گم همیشه بلکه در اغلب اوقات مقصر نیستم اما باز هم سعی میکنم خودمو اصلاح کنم تو این چند روزم با راهنمایی دوستان عزیز خیلی تلاش کردم.

    دیشب دیگه طاقت نیاوردم گفتم چی شد گفت شب میرم دادگاه. خیلی سخت بود. ۱ ساعت بعد گفتم کاش اصلا بهم از اول نمیگفتی و یکدفعه این کارو می کردی! تو میدونی تا شنبه
    چقدر زجر می کشم. همونطور که توی این یک ماه کشیدم. بعد از این حرف و اشکام دلش سوخت و گفت الکی میگم نمیخام برم. تا عید قصد داشتم اما الان نه. هم خوشحال شدم هم
    ناراحت. ناراحت از این که مردت ساعتی یه تصمیم میگیره. از اینکه در روزها و ماه های بعد چی پیش میاد. با وجود علاقه ای که بهش دارم اگه منو از بلاتکلیفی در بیاره برام بهتره. یه
    نصفه نیمه دارم. باید صبر حضرت ایوب داشته باشی که تو این زندگی دووم بیاری. کاش خودم می تونستم برم طلاق بگیرم. اما چه کنم انگار یکی دست و پامو به این زندگی بسته.
    به نظر شما اگه بهش بگم برو طلاقم بده کار خوبیه؟ چون فکر می کنم فقط دلش برام می سوزه که طلاقم نمیده. اما در آینده ممکنه پشیمون بشه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید maryam 020 تشکرکرده است .

    هم آوا (یکشنبه 31 فروردین 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.