شیدا خانم حتما نباید شرایط و راهی که من رفتم با طرفم یکی باشه.من همین الان هم دختریو می شناسم که برای برقراری ارتباط با یک پسر مشکلی نداره.یک سال و نیم هم با یک نفر بود و زندگی کرده و بعد هم جدا شدن.ایده اش هم اینه که من قرار نیست هیچوقت ازدواج کنم پس هیچ مشکلی نمی بینم مثلا خودمو در اختیار کسی که دوستش دارمو دوستم داره قرار بدم.
فکر می کنین چنین آدمی اسیب می بینه ؟
این آدم خودش راه خودش رو انتخاب کرده و شما هم نمی تونین براش تعیین تکلیف کنین.اگه یه پسر قبول نکنه باهاش باشه و فاصله بگیره، اون طی مدتی یه پسر دیگه رو پیدا می کنه که باهاش دوران خوش بگذرونه.
ماشالله پسر هم کم نیست واسه این کارا.
در ضمن زیبا و تحصیلکرده هم هست.گرچه من شرایط ارتباط با ایشونو ندارم.اما دخترایی که چنین عقایدی دارن کم نیستن.
این هم اضافه کنم که این دختر خودش مشغول کار هستو خودش خرج خودشو می ده.
از طرفی حتی اگه ارتباط با این فرد خرج هم داشته باشه (مثلا برای رفتن به یک مسافرت)، این خرج ذره ای قابل مقایسه با توقع عروسی و مهریه ی خانواده ی عروس و یا سنگینی مسئولیت یه کار ثابت نیست.
در مورد بلایی که ممکنه سر روح و روانم بیاد بگم که همین الانشم داره بلا میاد.همین الان که نگاهم روز به روز بیشتر از قبل داره جنسی می شه و تمام فکرم شده اینکه چرا تنهام و اینقدر روی قلبم احساس سنگینی و بی تابی می کنم.
این بلا به مراتب بزرگتر و سنگین تره و آسیب بیشتری به من و زندگیم تو این برهه می زنه.برهه ای که توش احتیاج به تمرکز رو زندگیم دارم.نیاز به آسودگی و عدم تنهایی دارم.این بلا نیست ؟
و اما خانم هدی.
بنده الان پیش خانواده و مادرم نیستم.و تا یک سالو نیم آینده هر دو ماه می تونم 4 روز برم پیششونو برگردم. به فرض اینکه پیششون بودم راضی کردنشون شاید 2 سال طول می کشید.و اون دو سال فقط صرف صحبت نمی شد.یعنی من باید شرایط خودمو به سمتی می بردم که مثلا تا حدی پول جمع کنم که یه ماشین بخرم تا مادرم متوجه بشه که کم کم وقتشه.وگرنه تو این سن با بی پولی من خودمو بکشم اون می گه وقتش نیست.
پس تا زمانی که من می دونم حمایت خانوادمو ندارم، فکر ارتباط به عنوان یک آلترناتیو از ذهنم بیرون نخواهد رفت.
این هم بگم که شرایطم طوری نیست که بخوام به روند درامد زایی خودم سرعت ببخشم.یه روندیه که یه زمانیو می طلبه و منم دارم قدم به قدم اونو طی می کنم از راه درستش.
حالا اگه سوال و پیشنهاد یا فکری دارین که می تونه کمکم کنه خوشحال میشم بدونم.
در مورد روابط هم بگم به شما که گرچه این روابط آرامشی که مد نظرمه بهم نمی دن و خودم جدیشون نمی کنم که اوها آسیب نبینن.اما تا حدی موثرن تو رفع تنهایی های روزانه و افسردگی و بی تابی.
من قبلا به قدری تنها و افسرده بودم که روزی یک ساعت گریه می کردم.
دانشجو بودم تو یک شهر دیگه و پیش دوست دکتر مشاور خودم می رفتم که کارشون آنچنان جالب نبود.ایشون وقتی دید وضعیت من شدید تر از این حرفاست که با گفتار درمانی جواب بده منو فرستادن پیش یک روانپزشک تا در موازات گفتار درمانی ، دارو درمانی هم تجربه کنم.
که البته بسیار خوب جواب دادو من بعد یکی دو ماه مصرف قرص واقعا حالم خوب شد و قرص هارو گذاشتم کنار.
اینو می گم بدونین این که بخواین منو از این روابط ریز و کوچیک دور کنین ممکنه آسیب های بزرگی بهم وارد کنه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)