به نظر من مشکل شما دعا کردن و مذهبی بودن نیست. مشکلتون سخت بودنتونه. بسته بودنه. اینکه صفرو یکه همه چی واستون. انعطاف پذیری خیلی کمی دارین. خیلی کم. اون پذیرشی رو که باید داشته باشین نسبت به خودتون ادما و گذشته و حال ندارین. سفت و سختین خیلی سختین. این فقط برای مذهب نیست. برای همه چی قاعدتا اینطوری هستین. ملایمت و انعطاف مورد نیازو ندارین. وقتی یه جایی بخواین برین مقصد مهمه دیگه هیجی مهم نیست. اگه یکی افتاده باشه کنار راه نمی بینینش. صدای کسی رو نمی شنوین. پست های اینجا رو درست نمی خونین. دلتونو بستین. نمی شنوین. اون چیزی که بهش می گن دگم احتمالا. خیلی سخت و سفت و بسته همه چی رو برای خودتون تعریف کردین. این نرمش پذیرش لطافت انعطاف پذیری یا هر چیزی که اسمشو بخواین بذارین این اون چیزیه که باید دنبالش بگردین. بعدش ارامش خواهید داشت.
نمی دونم چطوری میشه گفت. سخت کردین همه چی رو برای خودتون. همه چی رو سفت کردین. واسه همین بهتون سخت می گذره.
فکر نمی کنم با دوست دختر اینترنتی پیدا کردن و یا هیپنوتیزم مشکلتون حل شه. هیپنوتیزم ممکنه اگه پیش ادم متخصص باشین بتونه کمک کنه که بفهمه مشکلتون دقیقا چیه. پذیرش و نرمشتونو بیشتر کنین.
این نظر من بود ممکنه اشتباه کنم.
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)