نقل قول نوشته اصلی توسط mis-marjan نمایش پست ها
آقای سینا من معمولا دیدم که خانوما بعد از به هم خوردن خواستگاری حساس میشن و دنبال دلیل میگردن
شما جزو اولین مواردی میشم که آقا دچار حساسیت شده و دلایل مختلف رو زیر سوال می بره
اما در مورد رفتار شما یا نوع برخورد شما به نظرم کاملا معقول و سنجیده رفتار کردید من چون خودم آدم منطقی و جدی در مسائل مهم زندگی هستم ترجیح میدم که با جدیت با این مسائل برخورد بشه ضمن اینکه شما فرمودین لبخند به لب داشتید پس دلیلی بر خشک یا مغرور بودن شما نیست
درسته که شما موقعیت و شرایط خوبی دارید ولی متاسفانه شرایط ازدواج خیلی سخت شده و انتخاب هم مشکل تر خواهد شد
دلیلی نداره به خاطر همچین موردی خودتون رو زیر سوال ببرید یا سعی کنید خودتون رو تغییر بدین شخصی که در مراسم خواستگاری ظاهر شده شخصیت واقعی شما بوده و این شخصیت در 30 سال عمر شما شکل گرفته پس دلیلی نداره به خاطر یه دلیل که شایدم بهانه باشه خودتون رو زیر سوال ببرید
در مورد خانواده و پدر و مادرتون اصلا حساس نباشید توی این وضعیت نابسامان جامعه و مشکلات ازدواج یافتن پسر مناسب برای زندگی واقعا هنره پس مطمئن باشید هیچ وقت والدین شما نقشی در این انتخاب ندارن ضمنا پدر و مادرتون آدمایی هستن از دهه های گذشته با عقاید و اعتقادات متفاوت ! پس دلیلی نداره اونها رو زیر سوال ببرید
هر چند که من معتقدم آدما باید خود واقعی شون رو در مراسم نشون بدن و از آدمای خاکی و متواضع خیلی بیشتر خوشم میاد
البته با تفاسیری که از خانواده تون داشتید خانواده خوب و مناسبی به نظر می رسید پس نباید حسرت بخورید!
ضمنا فرآیند انتخاب همسر پروسه بسیار پیچیده ای هست که فعلا برای نا امید شدن خیلی زوده بهتره به جای حساسیت نابجا، از خدا بخواهید همسر خوب و مناسبی متناسب با ملاک های شما نصیبتون کنه
در مورد جواب منفی خانم هم ممکنه این دلیل بهانه باشه معمولا خانوما از این بهانه ها زیاد میارن نمونه اش خود من!
البته اینطور که از صحبتهای اون دختر خانم مشخصه فکر میکنم با ازدواج سنتی خیلی موافق نباشن یا شاید هم مورد دیگه ای مد نظرشون باشه که خانواده شون مطلع نباشن! هر احتمالی وجود داره
سلام خانومه مرجان امیدوارم حالتون خوب باشه
لطف کردین نظرتونو گفتین راستش من دارم به مشاوره میرم و قبل از اینم خودم میدونستم و دکترم بهم گفت با توجه به تست های ک گرفتن .ک من خیلی بیشتر حساسم و کوچکترین حرفارو به خودم میگیرم ....شاید به خاطر اون باشه.این روزا خیلس منفی باف شدم و به روحیم زیاد اثر گذاشته.
حسرت ک نمیخورم به خودم میگم ک اخه قیافم ک خوبه وضع مالیمم ک خدارو شکر بد نیس ماهی دو میلیون میگیرمو و...خونه و ماشینم دارم خودمم ک ادمی هستم خدا میدونه راضی نمیشم دشمنم خار بره تو پاش چه برسه اشنا...پس این دختر چی میخواد
از خدا میخوام و خواستم .دوستام دیگه همشون ازدواج کردن ورفتن سر زندگیشون من موندمو این دلم
نمیدونم ک اخه دختره اگه دوس نداشت ک نمیگفت دوباره بریم خونشون عکسمو دیده بود وشرایطم و میدونست.گاهی به ذهنم میرسه برم محل کارش و وقتی در اوم خودم با هاش حرف بزنم .
شاید یکی رو زیره سرش داشته باشه خدا میدونه
باز ازتون ممنونم ایشالا خوشبخت بشین

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط شهراز نمایش پست ها
با سلامی دگربار
دوست گرامی آقای کامران به خوبی و به شکلی جامع به موضوع شما پاسخ دادند(که تشکر فرشته مهربان از پست ایشون مهر تأییدی بر این راهنمایی هست).
چیزی که از پاسخ های دوستان به موضوع شما و نوشته های خودتان برداشت میشود اینست که شما در این زمینه فرد نرمالی هستید، و برای پی بردن به جواب موضوع اصلیتان (اینکه بی احساسید یا خیر) طبق گقته جناب کامران میتوانید سطح روابط عاطفی خود با اطرافیان به خصوص اعضای خانوادتان را بررسی کنید.


به شخصه اگر دوستان پست جدیدی بزارن و پاسخ شما رو میخونم و اگر نکته ای به ذهنم برسه ارسال میکنم، به هر حال گاهی چیزی برای گفتن ندارم که ترجیح میدم به جای ارسال پستی بیهوده و نامربوط سکوت کنم تا ظرفیت تاپیکتان پر نشود.



با آرزوی سعادت و نیکبختی برای شما

سلام عزیز خیلی ممنونم ازتون
درسته اقای کامران پاسخ دادن دستشون درد نکنه .ولی خونواده من ک میگن من جدیم خشک نیستم خونوادم ک ازم راضین .از فرشته مهربان هم تشکر میکنم ک تاپیک منو خوندن.
من بر اساس گفته دوستام با شخص خای غریبه دیر گرم میگیرم بر خلاف اشناها ک زود گرم میگیرم.
از این ک دوباره پاسخ دادین ممنونم .دو روزه ک خواهرم یکیرو از باشگاشون پیدا کردن ک بریم ببینمشون .ولی مد گفتم دیگه نمیرم به اون کسای ک شما پیدا میکنین.من خودم میخوام پیدا کنم از دختره جوابو بگیرم بعد شمارو خبر میکنم .این روشم امتحان میکنم ببینم چه جوری میشه