نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
پس این طور؟ برا همین خون جلو چشاتو گرفته بود تو تاپیک من؟ خیلی توپت پر بود
شما یبار فقط رفتی خاستگاری و نشده و این همه ناراحتی؟ !!!!!
حالا این دوحالت داره

1-به خودت شک کردی و اعتماد به نفست رفته زیر سوال و بهت برخورده پسر مثل شاخ شمشاد چم بود مگه؟
یا نه
2- دختره خیلی دلتو برده و به هرقیمتی وصال لیلی رو میخایی


کدوم؟ فک میکنم یعنی مطمانم مورد اول شما رو ناراحت کرده که من چی کم داشتم چمه چی میخاست؟
ببین برادر گاها دونفر هرکدوم بجای خودشون خوبن ولی برا هم مناسب نیستن اینکه خانوم شما رو قبول نکرده دلیل براین نیست که عیبی داری البته شاید هم داری اگه واقع بینانه ببینی و رفعش کنی خوبه.


شاید منظورش اینه که بی روح حرف میزنی نه بی احساس اخه بعضیا با همون متانتشون یا با همون سکوتشون یه حس خاصی به ادم میدن بعضیام انقدر میگن دوست دارم تمام احساساتتشونو به زبون میارن اما دریغ از حس ...چون همه چیشون سطحیه و به عمق نرسیده هرچی زور میزنن بدتر میشه مثل همون مورد من .

ما شما رو ندیدیم اما تورفتارت مشکلی نبوده ... بهتره رو موردای دیگه فک کنی البته که بهتره کمی راجه به دختری بدونید و بشناسید و برید
هرچند الان جوریه که همه ندیده میرن با اطلاعات صفر همو میبینن خب اینم میشه ولی کمی انرژی بره .

سلام خانومه فرشته اردیبهشت
ببخشید ک دیر جواب میدم چند روزی کار داشتم.خون جلو چشامو نگرفته بود واقعیت و گفتم.گفتم ک نیچه و ارسطو فرمودند ک دختر تنها موجودی ک خودشم نمیدونه چی میخواد از مرد.
ناراحتم نیستم دنیا ک به اخر نرسیده.
درسته گزینه اول واسه من مربوط میشه ولی بیخیال شدم دیگه اگه پیش بیاد ازدواج میکنم اگه نیاد نمیکنم مگه اونای ک ازدواج کردن خوشبخت شدن ...بعدش اگه عیبی دارم خوب دختر باید رک بگه دیگه یا از دستم بر میاد میرم رفعش میکنم یا نمیاد هیچی دیگه.
منظورتون الکتریک گرفتن از طرفه مقابله....خوب اگه اینجوری هم بود ک باید میگفت.
تو مورد شما هم گفتین ک تو جلسه اول ازش خوشتون اومده ولی بعد جلسه اول ک پسر یکم ابراز علافه کردن به شما حس بدی دس داده و دیگه نمیخواینشون .این یعنی سر در گمی و...
در مورد مطلب اخر اخه چه جوری از دختر اطلاعات داشته باشم از کجا میشه بگین .
من دارم میرم مشاوره چن روزیه مشاور هم خانومه .بهم گفتن ک خودت برو به دختر پیشناد بده
راستش وقتی 25 سال داشتم میتونستم اینکارو بکنم یعنی دوست بشم و دوستی هم داشتم.
ولی الان نمیتونم نمیدونم چرا فک میکنم بگه نه غرورم شکسته میشه ضایع میشم واینم خیلی برام سخته .باز در این مورد چیزی یا تجربه ای دارین ممنون میشم بگین
از انتقاد های من ناراحت نشین خواهشن