مگه من اصلا میتونم از شوهرم انتقاد کنم اگه بهش بگم سعی کن جایی میری تو جمع فامیلام کمتر با پسرای نوجوان بحث کن و شوخی کن.آخه خانواده من خودشون رو از نظر قومی فرهنگی برتر میدونن و به شدت نژاد پرستن و شوهرم هم باهاشون بحث میکنه.قبلنا هم وقتی مسافرت به خانه اقوام من میرفتیم شاکی میشد که چرا شما با دختراتون میرید توی یه اتاق دیگه و نمیاد پیش مهمان.(چون اونجا مرد همسنش نبود)و اومد جلو همه این قضیه رو عنوان کرد و گفت که به من خوش نمیگذره و از این حرفا...و کلن هر وقت با فامیل من جایی بره به خاطر همین حرفا بحث و دعوا میشه بینمون.قبول دارم منم بلد نیستم و اعتماد به نفس لازم رو ندارم چطوری اعتماد به نفس اونو بالا ببرم اخه...خلاصه سر همین چندتا برخوردش فیلمش کردن و نتیجه شده این.قبول دارم من تنها راه نجاتم کم کردن حساسیتمه...وگرنه خواهم مرد.چون نمیشه آدم هم از شوهرش بکشه و هم از خانوادش...من دلم نمیخواد اصلا با خانوادم صمیمانه برخورد کنه دوس دارم خودشو بگیره تا شاید خانوادم حساب کار دستش بیاد...اون با اصول تربیتی خودش بزرگ.شده حالا درست یا غلط..کاریش نمیتونم بکنم.فقط شدم از اینجا رونده از اونجا مونده..از این به بعد هم هر چه قدر دوس داشت میتونه بدی خانوادمو بگه بهم دیگه ازشون دفاع نمیکنم...چیزی که خواسته خودشه...خستم کاش اینقد حساس نبودم








علاقه مندی ها (Bookmarks)