منظورم مرا نگرفتی. نگقتم کنجکاوی یا ماجراجویی می کنی. خودتان نوشته اید که مدت ها بعد از دیدن هر صحنه، در مورد آن فکر می کنید و تاثر آن با شما هست.
1- غیر از بازسازی یک صحنه مگر می توان به آن فکر کرد؟ "توجه نکن" یعنی نبین، یا اگر دیدی آن اتفاق را همانجا بگذار و بگذر و به ذهنت اجازه پر و بال و تفسیر و تاسف نده.
2- نوشتم "قضاوت نکن"، خواستم ذهنت را سوق بدهم به این سمت که به ریشه های اتفاقات اطرافت فکر کنی. به شرایط و متغیرهایی که شخصیت آدم ها را شکل می دهد. اینکه شاید اگر من و شما هم موقعیت همان آدم ها باشیم، همانگونه رفتار کنیم ...
3- نوشتم "خوبست که دغدغه داشته باشی" منظورم برای خودت بود. در رفتار های خودت بیش از پیش دقیق شو. شاید همان لحظه ای که تو سوار بر ماشینت هستی و آهسته تر می روی برای یافتن یک آدرس ، راه پزشکی را داری سد می کنی که دارد می رود جان کسی را نجات بدهد.
کسی چه می داند کدام رفتار ما چقدر روی زندگی و آینده کسی تاثیر گذاشته باشد؟ ....
به قسمت "معنا درمانی همدردی" سری بزن.
شاد باشی
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
علاقه مندی ها (Bookmarks)