ممنون از mReza91 که وقت گذاشتن و راهنماییم کردن. خیلی مفید بود واسم حتما حتما عمل میکنم بهشون...
گاهی وقت ها دوست دارم باعث دلگرمیش بشم و اون حسی رو که دارم رو بهش منتقل کنم.. بهش بفهمونم که من اونو به خاطر خودش و شخصیت بالا و وجود پاکش دوست دارم . بهش بفهمونم که درامد متوسط و شغلی فعلی رو که داره من قبول دارمو و پذیرفتم و بیشتر ازین نگران آینده و مشکلات پیش رو نباشه. گاهی وقت ها وقتی باهاش دردودل میکنم و میخام بهش امیدواری بدم احساس میکنم ( البته هیچ وقت نگفته بهم و من خودم اینجوری احساس میکنم) که فکر میکنه دارم فقط محض خوشحالی اون حرف میزنم و یه جوری امید دادن کاذبه. بعدشم ازم تشکر میکنه به فکر اونم و تنهاش نمیذارم. ولی باز از فرداش روز از نو و روزی از نو ...
نمیدونم وقتی باهاش حرف میزنم با چه لحن و از چه کلماتی استفاده کنم که تاثیر بیشتری داشته باشه و فقط حرف زدن صرف نباشه و نتیجه هم داشته باشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)