سلام سارا خانوم
ببخش که دیراومدم.
ساراجان اول ازهمه اشتباه کردی که جلوی خواهرش بحث کردین شمابایدحریم زندگی تون رونکه داریداجازه ندیدواستون عادی بشه جلوی بقیه باهم بحث کنید درضمن اگه دیروزآشتی کردین خیلی زودبودبخواین درموردمشکلات صحبت کنید اشکال نداره تجربه شد ازاین به بعدچندروزی صبرکن وقتی خوب فاصله بینتون ازبین رفت بعد...که اینم راه دارع
ه.راهشم بهت میگم.
ببین ساراجون شوهرت الان حساس شده به خاطرخانوادت پس نباید دامن بزنی به این حساسیتش!یه مدت بی خیال باش میدونم سخته اما من همه اینهاروتجربه کردم.اگه جایی دعوت بودیدگفت نمیریم دیگه اصرارنکن التماس نکن.اینجوری اون بیشترعصبی میشه!پیش خودش میگه ببین چقدرواسش مهمه چقدرداره خودشوبه آب وآتیش مزنه.اونم لج میکنه.وقتی گفت نمیریم بگوباشه عزیزم هرچی توبگی اگه میرفتیم من خوشحال میشدم اماخب نظرتوواسم ازهمه چی مهمتره!خودت کم کم نتیجه اش رومیبینی
مردهادوست دارن زنشون زودی باخانوادشون صمیمی بشه واونهاروبه خانواده خودش ترجیح بده.عزیزم توبایدبه خانوادش احترام بزاری بایدخیال شوهرت روراحت کنی.باهاشون خوش بگذرون بخند.جویای حالشون باش اینجوری شوهرت به خانوادت حساس نمیشه.
یه چیز دیگه اینکه شوهرت روتاییدکن.یعنی ازکارهاش ازاخلاقهاش ازخصوصیات مثبتش بگپوتحسینش کن.هرمارکوچیکی میکنه توجوری ازش تشکرکن که انگاربزرگترین کاردنیاروکرده.خودت نتیجه اش رومیبینی.
محبت وعشق یادت نره.
عزیزم حرف زیاده بازهم میام وواست مینویسم الان نمیتونم ببخش.
تلاشت روشروع کن
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)