نقل قول نوشته اصلی توسط ARAM-ESH نمایش پست ها
یه سوال بپرسم ناراحت نمی شید؟شما حسادت نکردید ؟
قبلا که ازشون خوشتون میومد دلیلی هم داشتید واسه اینکه اقدام نکردید یا همین که میخواستید دیر تر اقدام کنید؟
اگر هیچ دلیلی نبود و فقط تو این یه سال به این دو موضوع فکر می کردید و توی دوراهی بودید وسواس فکری دارید حلش کنید واسه از این به بعدتون
من هرچی تو این سایت دیدم کارشناس ها گفتن اگه مردی کسیو واقعا دوست داشته باشه زودتر خواستگاری میکنه و....
ولی وقتی میگید از کسی به غیر از ایشون خوشتون نمیاد یه کم مثل عشق های جدی و مجنونی میشه



یه دوست هم دارم یه چیزی مثل حرف شمارو می گفت
میگفت هروقت به استادمون نگاه می کنم دلتنگیم از عشقم کمتر میشه چون شبیه استاده
درحالیکه استاد حدود 20سال یا بیشتر از عشقش مسن تر بود و دوستمم واقعا عاشق بود حدود 4.5سالی که میشناسمش فقط از همین یه نفر صحبت میکرد و از عشقش می گفت
ماه عسل رو دیدید که اقا22سال خواستگاری یه نفر می رفت؟ همه تواین دوره میتونن حداکثر همین 4.5 سال عاشق یه نفر بمونن اگه به هم نرسن دیگه خسته میشن تازه به شرطی که پیش چشمشون باشه اگرنه که زودتر فراموش میشه
اگه اون عشقه پس این احساس هایی که به وجود میاد و خودش میره چیز مهمی نیست
یه کم صبر کنید شاید از کسی هم خوشتون اومد و عاشق شدید،امیدوارم !



در ضمن اعضای دیگه هم رفتن تعطیلات شاید کسی دیگه بدونه مشکلتون دقیقا با چه راهکاری حل میشه
من الان دارم از جیره روزی 3پست استفاده میکنم هدر نره



راستی من اول که وارد پست شما شدم به خاطر عنوانش بود
منم ذهنم خیلی خیلی مشغول درسم هست ودر انتظار رفتن به دانشگاهم ولی یه سری عوامل درونی نمیذارن
شاید ازاین نظر شمارو درک کنم و شایدم اگر نتونم بالاخره،،،، سال اینده بخوام حسرت بخورم و بگم حالا که من بااین کنکور دانشگاه نرفتم دیگه نمیتونم برم
مثل الان شما که دیگه از کسی خوشتون نمیاد.......داریم اشتباه فکرمی کنیم!!!

( البته اگر شما میگید فقط خوشتون اومده از کسی و حالام تنها دغدغتون اینه که از کسی دیگه خوشتون نمیاد درنتیجه ادعای عاشقی ندارین
اما اگر عشق باشه من اصلا نمیگم مثل قضیه درس و دانشگاه منه!)


درضمن بعضیا اونقدر جرئت ندارن که وقتی درکاری کوتاهی دارن اعتراف کنن و بگن جرئت نداشتم،،،،هنوز شما یه پله از اونا بالا ترید بهتون تبریک میگم!ولی دیگه این اعتراف شما به درد کسی نمیخوره
یعنی واقعا برای شما راحته بشینید کلی فکر کنید کلی صبر کنید از یه نفر جلو خودش تعریف کنید که بگید من ازشما خوشم اومده بعد اون بگه من از شما متنفرم؟ همین یه کلام؟
مگراینکه شمام از ایشون متنفر بشید بگید بهترم شد قبول نکرد،دیگه ام غصه نخورید!
سلام
اول که از ایشون خوشم اومده بود،یه مشکل که اونوقت میدیدم این بود که من سابقه زیادی تو کار نداشتم، و بخاطر همین پس انداز خوبی هم نداشتم، وقتی با همکارا خودمو مقایسه میکردم میدیدم از اونا عقب تر هسم ، همش میگفتم با این وضع اگرم برم جلو تو ذوقشون میخوره، برا همینم حتی رفتم عصر که بیکار بودم یه کار نیمه وقت دیگه انجام بدم که وضعیتم بهتر بشه، گفتم حداقل باید بتونم یه ماشین برا خودم داشته باشم یا یه مقدار پس انداز که حداقل خودمو اثبات کنم و از این دست قصه ها که آقایون منو میفهمن چی میگم
همش احساسمو کشتم که مثلا عاقلانه تر باشم ، ولی نفهمیدم چیکار دارم میکنم،و اینکه زمانم منتظر من نمیمونه، کاش همین کارایی که میکردمو جرات میکردم میرفتم خودم بهش میگفتم و شرایطمو توضیح میدادم، یعنی حاظر شدم این همه کار کنم ولی چند دقیقه وقت نذارم بگم،

باور کنین حس حسادت نیست ، آخه تو حسادت شما نمیخاید طرف مقابل راحت باشه، من الان حس خوبی بخودم و ذهنم ندارم همش فکرم این شده چرا نتونستی حرف بزنی چرا و چرا
میگم حداقل حقی که یه انسان داره اینه که احساسشو بگه ولی تو جرات نداشتی
الان برای ایشون آرزوی خوشبختی دارم ،ولی ذهنم داره آزارم میده، خیلی کارا کردم جواب نگرفتم

در مورد کنکورتونم براتون آرزوی موفقیت دارم،خودمم سال دوم قبول شدم ولی با رتبه 30 سراسری شایدم این یکی از دلیلاش بود چون همیشه میگفتم باید شرایط خوب باشه،
ولی تو این موردا اصلا حسش مثل درس خوندن و دانشگاه و این چیزا نیست واقعا حس خورد شدن بهت دست میده، انشااله خدا کمک کنه بهترین ها قسمت همه بشه