ماهک جان سلام
دوست عزیزشمابایدبدونی که روی چه چیزهایی عصبانی میشه وبددهنی میکنه...اگه میبینی اینقدرروی خانوادش حساسه خب هیچ اظهارنظری نکن درموردشون حتی اگه خودش ازشون ناراحت باشه...اتفاقابرعکس فقط ازخوبیهاشون بگو...
ماهک اول بایداعتمادشوهرت روبه دست بیاری قبلا گفتم چه جوری چون اوایل ازدواجتون هست خب طبیعتاحساسیتش بیشتره..اینم بگم مردهاهمیشه تاآخرعمرروی خانوادشون حساسن...ماهک جان اگه شوهرت جلوی توازخانوادش حمایت میکنه مطمعن باش که پیش هانوادش هم ازتوحمایت میکنه..اینجورمردهاعزیزهاشو ن رودوست دارن وهمیشه میخوان که ازشون حمایت کنن
ماهک جان همسرمنم بددهنه..البته الان خیلی بهترشده ولی تموم نشده!!میدونی چکارکردم؟!تقریباچهارماه روی اعتمادش به خودم کارکردم توی این زمینه دوست خوبم توی این سایت خیلی کمکم کردکه متاسفانه دیگه به اینجانمیاد...تاپیک اولم روهم به بخش خصوصی منتقل کردم اگه تونستم واست قسمتی ازپستهاش رومیزارم
توی اون چهارماه دست روی حساسیت شوهرم نزاشتم به هیچ وجه..بااینکه باخونه پدرم همسایه ایم اماهفته ای یه بارمیرفتم اونم منتظرمیشدم تاخودش بگه برو...اگه هم ازش میخواستم بریم وقبول نمیکردناراحتیم رونشون نمیدادم..بحث روعوض میکردم...
درموردخانوادش دیگه کلمه ای صحبت نکردم فقط سعی کردم احترام بزارم....ببین ماهک واسم خیلی سخت بودخیلی..تنهاترازهمیشه بودم اما بعدازیه مدت کم کم بامهربونی شروع کردم خواسته هام روبهش میگفتم والبته قبلش حسابی اعتبارسازی میکردم مثلامیگفتم من فقط تورودارم ودرکنارتوآروم وخوشبختم وفقط ازتومیتونم چیزی بخوام چون این بهم آرامش میده...
بعدازچهاماه تونستم خیلی باهاش صمیمی بشم وازش یه قول چندروزه گرفتم فکرکتم40یا50روز!!قرارگذاشتیم کوچکترین حرف بدی نزنیم وبهم فحش ندیم.بخش گفتم اگه اینجوری بشه یه چیزخوب پیشم داری!!باورت میشه کسی کع فحش دادن واسش عادت شده بود توی این مدت کوچکترین حرفبدی نزد...
ماهک جان فکرکردم اگه اززبون خودم بگنوم بهترباشه تابخوام نصیحت کنم و....اینجوری باورشراحتتره
بازهم میام وواست مینویسم...تلاشت روشروع کن...مطالعه کن...مهارتهای ارتباطی رویادبگیر...بایدبدونی باشوهرت چطوررفتارکنی...نگران نباش یه مدت دیگه اوضاع خیلی بهترمیشه
موفق باشی
- - - Updated - - -
راستی بقیه تاپیکهام هست میتونی سرچ کنی بخونی
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)