ممنون آقا رضا.من خیلی از نقاط مثبتشو و کارای خوبو مفیدی که واسه زندگیمون کرده را یاداوری میکنم بارها بهش میگم از این که یه شوهر خوب دارم خدا رو شکر میکنم.بارها بهش گفتم که خیلی خوشحالم از این که پدر خوبی واسه بچه هام هستی ....موارد زیادی از کله شقیش هست نمیدونم حوصله دارید بشنوید ا نه ... ما حدود 9 ساله ازدواج کردیم .اون موقع شوهرم 23 سال داشت دانشجوی یکی از دانشگاهای خوب تهران بود.درسش هم خوب بود رشته حقوق میخوند همون موقع ها خیلی تشویقش میکردم واسه اینکه امتحان وکالت یا هر چیزی که مربوط به رشته تحصیلیش میشه بده و سعی کنه وارد کار بشه ولی هر دفعه با یه بهونه ای ردش میکرد....تا اینکه فوقشو هم گرفت بچه دار شدیم بازم ازش خاستم تشویقش کردم حتی با اینکه مشکلات مال زیاد داشتیم حاضر بودم بیشتر قناعت کنم ولی ایشون بره و کلاسای مربوطه را شرکت کنه ولی بازم قبول نکرد.میگفت من واسه این کارا ساخته نشدم!در حالی که میدونستم از پسش بر میاد ولی فرصت ها رو به راحتی از دست داد...شد کارمند ساده یه ارگان دولتی ...یعنی جایی رفت که اصلا نه قدرشو میدوننن نه احترام در خور شخصیت و تحصیلاتش براش قایلند...حالا بعد ا این همه سال خودش میگه اشتباه کردم کاش وارد کارای حقوقی شده بودم.با این حال هنوزم بهش روحیه میدم و حمایتش میکنم .بار ها گفتم که بهش افتخار میکنم و از این که دنبال نون حلال خوشحالم ....از این اتفاقا زیاد تو زندگیمون داریم.من نمیدونم باید چی کار کنم.بعضی وقتا خیلی خسته میشم و کلافه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)