سلام
ایکاش یه مثال میزدین تابهترموضوع رو درک کنیم ولی تااین حدی که گفتیدبنظرمن سعی کنیدوقتی شوهرتون پیش شماازرفتارمادرتون نسبت به خودش وباجناقش گله
میکنه بجای موضع گرفتن ودفاع ازمادرتون وگفتن اینکه نه اینطوری نیست مادرم فرقی نمیذاره توروهم دوست داره باهاش احساس همدردی کنیدحرفایی بزنیدکه انگاربهش
حق میدین کاری نکنیدکه حس کنه شماهم پشت اونهاهستیدبعدازیه مدت هم هیچ واکنشی نشون ندین فقط حرفاشو گوش کنید به مروراینطورگله هاکمترمیشه
ازاون طرف هم بامادرتون صحبت کنیداگه مادرتون ادمی هست که باهاتون همراهی کنه رک وروراست بگیدحتی اگه اون دامادشوبیشترازشوهرشمادوست داره جلوی
شوهرتون بروزنده وایجادحساسیت نکنه امااگه مادرتون ممکنه بگه نه اینطورنیست وجبهه بگیره غیرمستقیم بهش بگید
میتونیدخودتونم تاثیرگذارباشیدمثلااگه شیرینی میبریدخونه مادرتون بگید شوهرتون گفته شیرینی بخریدیامادرتون به شماغذایاچیزی میده به شوهرتون بگیدمامانم
گفت بیارم برای تو
اگه شوهرتون داماد دوم هستن تاحدی طبیعیه من زیاددیدم وشنیدم که دامادتازه واردبه جایگاه دامادقدیمی ترحسودی کنه وبخوادخیلی زودمثل اون موردتوجه ومحبت باشه
شوهرتونو متوجه این موضوع کنیدکه شوهرخواهرتون چندسال زودترواردخانواده شماشدن وبعضی رفتارهاطبیعیه








علاقه مندی ها (Bookmarks)