در مورد اول هنوز نه به طور کامل البته برای خریدهای جدید حلش کردم ام حسرت خریدهای قبل هنوز کاملا از بین نرفته
اونم دنبالش از نوزده ام دوره ی فنی حرفه ای میخوام برم
اینی که میگید کاملا درسته ولی کارایی رو که من شاید بدلیل کوتاهی خودم یا چیز دیگه ای به هیچ وجه نمیتونم انجامش بدم یا بقول شما تبحرش رو ندارم هرکسی (چه فامیل یا دوستان) که با هم هستیم رو براحتی انجام میده و من الان فک میکنم مثل کسی میمونم که انگار زمانی که باید این کارها رو بلد میشدم در اغما رفته بودم البته این مثال هایی که زدم کلی بود و در واقع من شاید
بجز درس خوندن کار دیگه ای که بری آینده لازم بوده تا اینچنین بی عرضه لقب نگیرم یاد نگرفتم
بله دقیقا هم همینطوره و پدر من هم اینقدر کارهایی که باید خودم انجام میدادم رو واسم انجام داده که دیگه بنده هم در طول زمان برای انجام چنین کارهایی یک فرد تنبل شدم و الان به این حال دچار شدم و دقیقا همین دوست چندان صمیمی نداشتنم به خاطر همینه که تو اکثر کارها خیلی گیج بازی در میارم و تنها نکته مثبتش اینه که خودم هم میدونم ولی کسی هست که همین مشکل من رو داره ولی هیچوقت نمیفهمه
"صبح دیروز واسه همچین اتفاقی من به شوخی به دوستم گفتم با کیا شدیم 75میلیون و اونیکی رفیقم برگشت و به دوستی که اون حرف رو بهش زدم گفت ببین چه بیچاره شدی که ای هم (یعنی من) بهت اینطور حرفی میزنه
و سر آماده کردن زغال هم همون فرد بهم گفت این کارها یه چیزی میخواد که در وجود تو نیست"
این حرفا بدجور من رو برد تو فکر و ناراحتم کرد
این درست ولی اینکارا در همون گذشت باید یاد گرفته میشد که من یادشون نگرفتم
خیلی ممنون از راهکارتون,بنده حتما باید عملیش کنم
- - - Updated - - -
تمرین رو که حتما تو فکرش هستم که شروع کنم ولی این که میگید در مقابل حرفاشون بی اهمیت باشم اگه یک نفر یا اصلا چندین نفر این حرف رو بزنن آدم میتونه خودش رو به نشنیدن بزنه ولی وقتی هرکی که از راه میرسه بهم اینطور میگه دیگه خیلی سخت میشه نشکست










علاقه مندی ها (Bookmarks)