سلام نفیسه جون، آره من ازقبل ازازدواجم هم بهش علاقه مندبودم وشوهرم هم ازچندسالقبلش هم اومده بودخواستگاری (پدرشوهروبابام بچه محلی های قدیمی وهیئتی های قدیمیهستن!)ومنتها خانواده من بخاطرسن کم من واون مخالفت کردن ولی توااون چندسال اینآقاکه الان شوهربنده هست بیخیال مانشدو هرچندوقتی یه بارم باباش هرجابابامومیدیدحرفی به میون میاورد تابلاخره بعداز5سال موفق شدن باباموراضی کنن والبته ناگفتهنماندمنم دیگه آخریاازش خوشم اومده بودوبهش علاقه مندشدم ودرحالی که خانواده به منفشاری نمیاوردن ولی من اصراربه ازدواج بااین آقاکردم واونام چون دیدن که منانتخابموکردم موافقت کردن و (( البتهمن وشوهرم تواون چندسال قبل هیچ رابطه پنهانی نداشتیم))
جواب سوالت اینه که آره من حتی توتحقیقاتی که کرده بودیم حتی متوجه این شده بودیمکه پدرش بازنش اختلاف دارن ودست بزن داره وخانواده مردسالاری هستن وحتی قبلش بهخودشوهرمم این موضوع روگفتم وخودشم تاییدش کردولی قول دادکه اون هیچوقت مثل پدرشنمیشه بهم گفت که واقعامنودوست داره واذیتم نمیکنه وکلی قول قول وقول دادو منم کهدیگه خودتون میدونیدمتاسفانه ماخانوماتواین موارداحساسی زود احساساتی میشیموفکرمیکنیم که چه خبره وخودمونو قربانی احساسمون میکنیم وتواون لحظه فکرمیکنیمدیگه یابااین یاباهیچ کس دیگه نمیتونیم خوشبخت شیم ومتاسفانه تابفهمیم کسیواقعادوستمون داره ومیخوادباهامون ازدواج کنه دیگه همین یه مورد(علاقه)روبراازدواجکافی میبینیم واحساسی تصمیم میگیریم ومنطقی برخوردنمیک نیم تواون لحظه درصورتی کهدراصل برای ازدواج فقط علاقه کافی نیس !!! علاقه فقط شرط اول برای ازدواجهودرکنارش خیلی مواردمهم وسرنوشت سازدیگه هم هست مثلایکیش همین اخلاق خانوادگی وذاتآدم واخلاق دیگراعضای خانواده طرف وخصوصا پدرطرف !! محیطی که طرف اونجارشدکرده،واقعاقبل ازازدواج بایداین چیزارو خیلی مهم شمرد ، واقعا من الان بعداز2سالفهمیدم که زندگی متاهلی خیلی سخت تروپیچیده تراز اونیه که مافکرمیکردیم و واقعا نبایداین چیزارونادیده گرفت مخصوصامحیط خانوادگی که طرف اونجابزرگ شده وعادات خانوادگی ونوع فرهنگ ورسم ورسوماتشون !! اما باهمه ی اینا من هنوزم شوهرم رودوست دارم واونم هنوزمنوخیلی دوست داره گرچه ازنظرخانوادگی وسطح فرهنگ واعتقادات وطرزفکرباهم تفاهم نداریم
- - - Updated - - -
سلام نفیسه جون، آره من ازقبل ازازدواجم هم بهش علاقه مندبودم وشوهرم هم ازچندسالقبلش هم اومده بودخواستگاری (پدرشوهروبابام بچه محلی های قدیمی وهیئتی های قدیمیهستن!)ومنتها خانواده من بخاطرسن کم من واون مخالفت کردن ولی توااون چندسال اینآقاکه الان شوهربنده هست بیخیال مانشدو هرچندوقتی یه بارم باباش هرجابابامومیدیدحرفی به میون میاورد تابلاخره بعداز5سال موفق شدن باباموراضی کنن والبته ناگفتهنماندمنم دیگه آخریاازش خوشم اومده بودوبهش علاقه مندشدم ودرحالی که خانواده به منفشاری نمیاوردن ولی من اصراربه ازدواج بااین آقاکردم واونام چون دیدن که منانتخابموکردم موافقت کردن و (( البتهمن وشوهرم تواون چندسال قبل هیچ رابطه پنهانی نداشتیم))
جواب سوالت اینه که آره من حتی توتحقیقاتی که کرده بودیم حتی متوجه این شده بودیمکه پدرش بازنش اختلاف دارن ودست بزن داره وخانواده مردسالاری هستن وحتی قبلش بهخودشوهرمم این موضوع روگفتم وخودشم تاییدش کردولی قول دادکه اون هیچوقت مثل پدرشنمیشه بهم گفت که واقعامنودوست داره واذیتم نمیکنه وکلی قول قول وقول دادو منم کهدیگه خودتون میدونیدمتاسفانه ماخانوماتواین موارداحساسی زود احساساتی میشیموفکرمیکنیم که چه خبره وخودمونو قربانی احساسمون میکنیم وتواون لحظه فکرمیکنیمدیگه یابااین یاباهیچ کس دیگه نمیتونیم خوشبخت شیم ومتاسفانه تابفهمیم کسیواقعادوستمون داره ومیخوادباهامون ازدواج کنه دیگه همین یه مورد(علاقه)روبراازدواجکافی میبینیم واحساسی تصمیم میگیریم ومنطقی برخوردنمیک نیم تواون لحظه درصورتی کهدراصل برای ازدواج فقط علاقه کافی نیس !!! علاقه فقط شرط اول برای ازدواجهودرکنارش خیلی مواردمهم وسرنوشت سازدیگه هم هست مثلایکیش همین اخلاق خانوادگی وذاتآدم واخلاق دیگراعضای خانواده طرف وخصوصا پدرطرف !! محیطی که طرف اونجارشدکرده،واقعاقبل ازازدواج بایداین چیزارو خیلی مهم شمرد ، واقعا من الان بعداز2سالفهمیدم که زندگی متاهلی خیلی سخت تروپیچیده تراز اونیه که مافکرمیکردیم و واقعا نبایداین چیزارونادیده گرفت مخصوصامحیط خانوادگی که طرف اونجابزرگ شده وعادات خانوادگی ونوع فرهنگ ورسم ورسوماتشون !! اما باهمه ی اینا من هنوزم شوهرم رودوست دارم واونم هنوزمنوخیلی دوست داره گرچه ازنظرخانوادگی وسطح فرهنگ واعتقادات وطرزفکرباهم تفاهم نداریم









علاقه مندی ها (Bookmarks)