داستان زندگی هلن کلر رو خوندی؟ اون نه چشم داشت نه گوش و نه میتونست حرف بزنه
امیدوارم خدا یه جور دیگه واست جبران کنه
لطفا بیشتر به خودت اهمیت بده
ما فقط چشم و گوش و دهن و دماغ و دست و پا نیستیم که با از دست رفتن اونا از دست بریم ما انسانیم
سعی کن به بعد انسانیت بیشتر توجه کنی
حالا شرایط اینطور شده
روی چیزی فوکوس کن که باهاش بتونی خودتو نشون بدی
عزیزم سعی کن ادمای فرهیخته ای رو دور و برت پیدا کنی که با رابطه با اونا بتونی بزرگتر فک کنی
واسه درمان چشمت هم اقدام کن شاید راهی وجود داشته باشه
به نهاد های حمایتی سر بزن و مشکلت رو بگو شاید اونا بتونن کاری بکنن که از لحاظ درمانی توی شرایط خوبی قرار بگیری
بهرحال واسه ارامشت دعا میکنم
لطفا توام وفتی خیلی دلت گرفته واسه نیم پز دعا کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)