سلام
خواستم یه شیرین کاری دیگه از علی آقا بگم
امروز یکی از عمه هام اومده بود خونه مامانم اینا بعدش منو پسرمم واسه دیدن عمه ام رفتیم بالا یه خورده که نشستیم پسرم رفت اتاق خاله اش سنگ چشم زخم رو آورد
بعدش مثل تسوکه تو فیلم میتی کومان یهو آورد جلوی عمه ام و گفت عمه جون خوب به این نگاه کن دیگه نمیتونی چشمم بزنی
جمع منفجر شد از خنده و من از خجالت آب شدم![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)