با سلام
محتوای این تاپیک با توجه به پست های اخیر استارتر ( تمایل غریزی به غیر همسر ) به سمت بند 22 رفته است لذا ادامه آن جایز نیست و مشمول انتقالش به انجمن آزاد می کند مراجع ادامه را نیاز هست در بخش مشاوره خصوصی با ایجاد تاپیک دنبال کند و این تاپیک قفل می گردد
جناب ebi-larynx اگر واقعاً به دنبال حل مشکل خود که واضح تر بیانش کردید ، بطور تخصصی هستید نیاز هست عضو بخش مشاوره خصوصی تالار شوید و بطور خصوصی از متخصص اصلی تالار که مرد هم هست مشاوره دریافت دارید .
============
پاورقی
برای روشنگری نیاز هست به بخشی از صحبت مراجع پاسخ دهم از این جهت که اصولاً از آنجا که انسان حیوان محض نیست و از آنجا که غرائز او تابعی از انسانیت است و نمی تواند با حیوانیت محض رفتار کند لذا مثالهای متأسفانه رایج صرفاً غریزی در خصوص روابط زناشویی با منطق عقل محور سازگار نیست و سفسطه است که نمونه اش را در مثال جناب ebi-larynx با عنوان اینکه آدم هر روز نمی تواند جوجه کباب بخورد و .... دیده ایم که می خواهد توجیه گر این باشد که پس فرد حق دارد به غیر همسرش هم رو بیاورد و با این نوع نگاه کلاً مشاوره خواستن ایشان برای حل مشکل جولان بی کنترل و مهار نگاهشان بر دیگر خانمها تعطیل است چون پیشاپیش حق را به خود داده است که نمی شود همیشه و دائم یک جور غذا تناول کرد و برای روشن شدن حقیقت این سفسطه باید گفت :
1 - در این صورت همه مردان که همسرانشان یک نوع غذا برایشان هست باید برای فرار از این تکرار ملال آور بلکه آسیب رسان ( که تأمین کننده همه نیازهای غذایی بدن نیست ) باید چند خانم دیگر را هم داشته باشند برای این منظور که از مواد غذایی مختلف بهره بگیرند .
2 - با این نوع نگاه تکلیف خانمها که باید مدام یک نوع غدا تناول کنند چیست ؟ آیا برای آنها چنین نیست که نتوانند همیشه بنا به مثال ایشان مثلاً این جوجه کباب را تحمل کنند ؟
3 - اگر زن و مردی که پیمان همسری بسته اند این نگاه را داشته باشند و برای طرف خود هم حق بدانند ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ و زندگی انسانها روی کره زمین چگونه خواهد شد ؟ و چگونه انسانیت انسان معنا پیدا می کند ؟ روابط انسانها چگونه خواهد شد و با این نگاه بهتر هست بگوییم چگونه شده ؟....... سخت نیست اگر به پاسخ این سؤالات و بسیاری سؤالت دیگر در مقابل رواج این نگاه توجه کنیم و ببینیم که زندگی انسانها به کجا خواهد رفت و چه ها می شود دید که حتی در میان حیوانات هم مشاهده نمی شود .
4 - میل به تنوع که به غلط و شاید با هدف ، صرفاً به مردان و میل جنسی اشان اطلاق شده به هیچ وجه نه میلی افسار گسیخته است و نه مختص مردان و نه مختص میل جنسی . میل انسان به تنوع در زندگی مختص زن و مرد هست و نه در میل جنسی بلکه برای هدایت طلب انواع در مواردی که نیاز هست مثل همان غذا و هدایت جستجوگری انسان در جهت یافتن و دیدن زیباییهای خلقت و برخورداری از تأثیرات مورد نیاز آن ...... که اتفاقاً در خانمها بیشتر است چون جنس ظریف تر هستند و از این رو با زیبایی های خلقت همخوان تر، لذا می بینید که تمایل به سرو سامان دادن به خونه و دکوراسیون منزل و سر و وضغ خود و .... از همینجا ناشی می شود . همچنین تنوع طلبی محرکی برای تلاش و فعالیت است و در مردان هم میل به تحصیل درآمد بیشتر و فعالیتهای گسترده تر و رونق دادن به زندگی و کسب و کار .... از همینجا هست و .....
تخصیص دادن این میل به مردان و نیاز جنسی اشان یک انحراف شاید حساب شده هست و سفسطه ای فریبنده برای لجام گسیختگی و توجیه به خطا رفتنها .... وانگهی همه امیال در وجود انسان باید در تعادل باشد و به افراط و تفریط که مضر است نیافتد و میل به تنوع هم همین است ..... آنچه این میل را به افراط می کشاند ( در هر زمینه ای ) محوریت لذت جویی هست .... مثلاً وقتی زنی را می بینید که انواع لباسها را می طلبد در حالی که دنیایی لباس انبار کرده و از او بپرسید می خواهی چکار وقتی این همه لباس داری ؟ آیا جز اینکه قشنگه خوشم میاد از او خواهی شنید یا اینکه بگوید جدیده یا مد هست و غیره ......... و آیا این پاسخها جز از روی لذت جویی است ؟ از این است که بنده در پست اولم هم تأکید بر مسئله در نگاه و نگرش جناب ebi-larynx داشتم و هم محوریت لذت جویی که در این بند (4 ) روشن شد که چرا چنان گفتم . ( در خصوص موضوع تنوع طلبی مقاله ای مستقل تدارک دیده می شود )
5 - اگر این نگاه منطقی و عقلائی است پس چرا با اینکه متأسفانه این همه بر مبنای آن عمل شده و بخصوص در بعضی جوامع کار خیلی از این جهات بالا گرفته و امنیت را هم تحت تأثیر قرار داده اما هنوز این تنوع روابط با غیر همسر قبیح هست و پنهان می شود و عنوان خیانت گرفته و حتی در بعضی جوامع جرم هست و جای پی گیری قضایی دارد ؟؟ و .... حتی در میان سیاستمداران آشکار شدنش رسوایی فرد را در پی دارد و ..... و اگر این نوع نگاه منطقی نیست و عقلائی نیست و هوس است پس چرا به آن میدان داده می شود و صراحتاً به عنوان اینکه این جولان هوس در من است و نیاز به کمک برای مهار آن دارم مطرح نمی شود و بلکه با مثال اینکه تکرار خوردن یک غذا نمی شود و آدم هوس غذای دیگری می کند مطرح می شود ؟؟ و ...... در حالیکه هیچ کس رد نمی کند که در موضوع غذا تکرار یک نوع نه تنها ملال آور وتهوء آور که آسیب رسان هم هست و بلکه سلامت در توجه به انواع هست
6- اساساً تشبیه نیروی جنسی و میل به روابط جنسی به گرسنگی و میل به غذا خوردن غلط هست و ادله زیادی برای اشتباه بودن این تشبیه هست که در اینجا نمی شود آورد و بسنده می کنم به همان بند 2 و 3 به اضافه اینکه انسان در تأمین نیاز سلولها به غذا انواعی از مواد غذایی را باید لحاظ کند تا همه ویتامینها به بدن او برسد و .... حتی به فراخور محیط جغرافیایی هم نیازهای خاصی هست که به همین دلیل پوشش گیاهی هم مطابق با محیط و آب و هوا خلق شده و ..... وقتی تشبیه می کنیم نیروی جنسی و میل رابطه مترتب برآن را به گرشنگی و غذا خواهی ، چگونه باید نیاز سلولها به انواعی از غذا را با این تشبیه سازگار کنیم ؟ آیا همین تشبیه باعث این انحراف نظر نشده که پس مرد و زن هم باید حق داشته باشند به تعددی از جنس متفاوتشان در رابطه رو بیاورند ؟ و ...... که پیش تر توضیح دادم که نه چنین است و نه گسترش این تصورات و نگاه و پذیرفتنش و بر اساس آن عمل کردن جامعه انسانی را سرپا و سالم نگه می دارد . پس این تشبیه غلط است و بکار بردن آن توجیهی بیش برای لذت جویی نیست و برای آشنا شدن با گوشه ای از اسرار نیروی جنسی مطالعه لینک زیر را پیشنهاد می کنم :
7 - وقتی این تنوع طلبی را حق می دانیم و تجویز جایز می دانیم معشوقه یا معشوقه هایی در کنار همسر داشته باشیم و این را حق همه مردان بدانیم .... و بیان می داریم که به زن مردم نظر نداریم یعنی دنبال دختر مجرد هستیم آیا به تعداد همه مردانی که این تنوع طلبی و همیشه غذای یکجور نخوردن را برایشان طبیعی و حق می دانیم دختر مجرد یا بیوه و مطلقه که حاضر باشند معشوقه باشند هست ؟؟ .... و آیا همه دختران مجرد در این وادی وارد می شوند و اذن ولی برای صیغه مردان تنوع طلب معشوقه خواه شدن را دارند ؟؟ و کار به جایی نمی رسد که چون دختر مجرد حاضر به این کار به اندازه همه مردان که حقشان می دانیم تنوع طلب باشند و به تنوع طلبیشان در کنار همسر هم پاسخ دهند موجود نیست ، زنان شوهر دار هم وارد این دایره شوند و یا اینکه مردی به تبع اینکه هوس غذای خاصی کرد حقش هست که بخورد پس اگر زن شوهر داری چشمش را گرفت حق دارد پاسخ تنوع طلبی و این میلش را بدهد و احیاناً آن زن شوهر دار همسر ما بود ، می پذیریم که همسرمان معشوقه او باشد چون او حق دارد تنوعش را پاسخ دهد و تنوع طلبی اش هم به سوی همسر ما میل کرده است ؟؟؟
همینها سفسطه بودن این توجیهات را آشکار می سازد و مردودش می دارد ....
اسرار نیروی جنسی









علاقه مندی ها (Bookmarks)