با سلام
تا اونجایی که اطلاع دارم هیچ مشاوری و مختصصی، اقدام به ازدواج قبل از بلوغ اقتصادی رو به شما پیشنهاد نمیکنن؛ مگر اینکه استثنایی در کار باشه که موضوع بحث ما نیست.
بنظرم آشنایی / نامزدی/ عقد ، در شرایط شما؛ ممکنه تا حدودی هیجانات جوونیتون رو مدیریت کنه و حتی برای مدتی، به قولی عامل محرک و سازنده، برای دل به کار دادن و پیشرفت تو مسائل اقتصادی تون باشه ولی در کنار این جیک جیک زمستون باید به فکر زمستون هم بود. به این معنی که تعهد و محدوده ی زمانی که برای به ثمر رسوندن آشنایی تون تعیین خواهید کرد؛ پتانسیل وارد کردن فشاری رو داره که چندین برابر اون شور و شوق اولیه میتونه مخرب باشه. لیستی از یه سری نکات قابل توجه:
1- وقتی به بلوغ اقتصادی نرسیدید، دامنه ی انتخابتون به مراتب محدودتره و بنظرم باید خیلی خاص و خوش شانس باشین که یه کیس آماده (مثلا آمادگی مهمی مثل آمادگی فکری) ، تصمیم بگیره بررسیتون کنه.
2- خدا نکنه آشنایی هایی که از مسیری جز خانواده شروع میشن، اونقد طولانی بشن که قبل از رسیدن به مرحله ی خواستگاری رسمی و نظارت خانواده، احساسات به شکل تاثیر گذار توشون دخیل بشن. مدیریت مشکلات این تیپ روابط هزینه بالایی دارن و همونطور که اشاره کردین، از اونجایی که میزان امنیت و تعهد تو این روابط بسیار پایینتر از روابط رسمیه، منطقاً نباید چنین هزینه ای متقبل شد.
3- راجع به سنت های غلط ازدواج حق با شماست. این فشار و تبعاتش رو نه تنها آقایون، بلکه تمام جامعه دارن به دوش میکشن. این مخارج و سنت های اشتباه مسئول بیش از نیمی از فساد و مسائل اخلاقی رایج تو جامعه مون هستن. بنظرم کسی که قصد داره تو سن نسبتاً پایین ازدواج موفقی داشته باشه باید یه نه محکم به این آداب و رسوم اشتباه بگه! یعنی چی که تو این بیکاری و تورم آدم 30 تومن خرج تالار و شام و جشن عروسی کنه؟!یعنی چی که چندتا مراسم رنگارنگ با کلی هزینه و تجملات برگزار شه؟!
یعنی چی که یه زوج جوون لوکس ترین وسیله هارو برای شروع زندگی انتخاب کنن و بیشتر از نصفشو تو اسباب کشی های 7-8 سال اول زندگی استیجاری بشکنن و یا لب پَر بشن؟!!
بنظرم زندگی که شروعش کنی و باهاش خودت یا خانواده تو مقروض هزینه های نمایشی مثل مراسم کنی پشیزی نمیارزه. و اگه خودتم بخوای از قبل مقدمات رو فراهم کنی(با اینکه بازم نمیارزه!!)، دیگه تو سی و چند سالگی چه شوقی برای مزدوج شدن باقی میمونه؟!
4- یه پیشنهاد دارم برای شما. بنظرم به جای اینکه 2-4 سال کسی رو زیر نظر داشته باشید و در نتیجه ش هم به خودتون فشار بیاد (برای عمل کردن به تعهداتون تو زمان مقرر) و هم تو این مدت فرصت های ازدواج ایشون ازشون گرفته بشه، این 4 سال رو دنبال کیسی باشین که علاوه بر دارا بودن تمام معیاراتون، به ازدواج ساده اعتقاد داشته باشه و یا با دلیل و توجیه بپذیره این مسیر منطقی رو. بنظر میرسه اهمیت زندگی درکنار چنین کیس های انعطاف پذیری، در آینده ی زندگی های مشترک، بیش از پیش برای طرف مقابلشون روشن بشه.
موفق باشید.







یعنی چی که چندتا مراسم رنگارنگ با کلی هزینه و تجملات برگزار شه؟!
یعنی چی که یه زوج جوون لوکس ترین وسیله هارو برای شروع زندگی انتخاب کنن و بیشتر از نصفشو تو اسباب کشی های 7-8 سال اول زندگی استیجاری بشکنن و یا لب پَر بشن؟!!
بنظرم زندگی که شروعش کنی و باهاش خودت یا خانواده تو مقروض هزینه های نمایشی مثل مراسم کنی پشیزی نمیارزه. و اگه خودتم بخوای از قبل مقدمات رو فراهم کنی(با اینکه بازم نمیارزه!!)، دیگه تو سی و چند سالگی چه شوقی برای مزدوج شدن باقی میمونه؟!

علاقه مندی ها (Bookmarks)