اقلیما جان خوشحالم حالت بهترشده
اقلیمای عزیز به این حرفم توجه کن
هرگزهرگزخودت روباخانواده شوهرت مقایسه نکن..چون فقط تویی که ضربه میخوری...
شایدبه تاپیک من سرزده باشی...
ببین من تصمیم گرفتم دوباره مثل چندوقت پیش به خانواده شوهرم به چشم رقیب یادشمن نگاه نکنم...فک کن...شوهرمم درموردخانوادم اینجوری فکرکنه!!!
درمورداینکه کارهای توروعقب میندازه منم باگوش ماهی عزیز موافقم..این موردواسه من بارهابارها پیش اومده..
مثلا بهش میگم بروسوپری اینوبخرمیگه حال ندارم اما همون موقع باباش بهش میگه ومیره...خرید منوههم انجام میده...وقتی بهش میگم چرامن گفتم نرفتی؟میگه خوب تودرک میکنی حال ندارم یعنی چی ولی به بابام که نمیتونم بگم حال ندارم...یه جورایی باما احساس راحتتری دارن..
واسه جنسی که میخوای ازمغازه بیاره آخروقت که میخوادبیادخونه بهش زنگ بزن بگوالان که داری میای بیارش!اتفاقا الان هم فرصت خوبیه...واسه به دست آوردن دلت هم که شده میارش
اقلیما جان اگه دلت تنگ شده واسش کم کم بهش نزدیک شو..مثلا موقع تلویزیون دیدن...بروپیشش..بروتوبغلش..ا ساست روسرکوب نکن
راستش شوهرمنم بیشتروقتهاواسه معذرت خواهی تماس میگیره حالمومیپرسه..یامثلا ظرفهارومیشوره..یامیگه بیابریم خونه بابات اینا...
خلاصه به زبون خودش ازم عذرخواهی میکنه!!
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)