فاطمه جان ممنونم که باهام همدردی کردی ، راستش من دارم با تمام توان و کمک خدا وابستگیمو از بین میبرم، امیدوارم از پسش بر بیام، فقط هنوز این خوشبینی کاذب که بهم میگه اون تنهات نذاشته و یه روز برمیگرده رو نتونستم از سرم بیرون کنم و مدام منتظر یه اتفاق خوبم... هرچند میدونم فایده نداره، اما درحال حاضر انگار اینا شده تنها مرهم واسه زخمام، شاید به عقلم شک کنید ولی باور کنید نمیتونم ازین امیدها رها بشم، میدونم این دوران تموم میشه، فقط آرزو دارم مهر این آدم بعد گذشت زمان از دلم بره و بیشتر نشه، دعا کنید عزیزان، همتون و دوست دارم..