. درسته.منم نمیخوام ملاکهای اصلیمو کنار بذارم.در مورد مسایل مالی هم من نمیخوام هزینه زندگی مشترک رو بدم.در حد مشارکت.همونطور که در اطرافیانم میبینم.(کلا در ازدواجم نه لزوما با همین خواستگار)
خانومهای همکارم همشون در حد معقول از نظر مادی همکاری دارن با همسراشون.
طبیعتا این خیلی برام مهمه که همسرم مسوولیت پذیر باشه و از عهده اداره یه زندگی بربیاد.دقیقا در مورد این آقا همین منو دچار تردید کرده.
در مورد جمله آخرت ما به اینکه دوست داشته باشیم و دوست داشته بشیم نیاز داریم.ولی باهات موافقم که نباید به هر قیمتی باشه و اینکه هر ازدواجی نیازهای عاطفی ما رو
برآورده نمیکنه.
منم امیدوارم روزی برسه که ازدواج برای دخترها یه اجبار نباشه و کسی به خودش اجازه نده صرفا به خاطر ازدواج نکردن راجب یه دختر قضاوت کنه.متاسفانه این قضاوت
هاست که خیلی از دخترها رو مجبور به ازدواج با هر شرایطی میکنه و خیلی از ازدواج های ناموفق به خاطر همینه.
ولی باید توجه کنیم که نمیشه ایده آل فکر کرد.مثلا میشه از تحصیلات گذشت یا از موقعیت اجتماعی ولی نمیشه از معیارهایی مثل همفکری،شخصیت و اخلاق گذشت.
در مورد این آقا اختلاف شخصیتیمونم خیلی زیاد به نظر میرسید.حرف زدنش واقعا عامیانه بود.حالا نمیدونم یه جلسه دیگه هم بزاریم یا همین الان جواب منفی بدم.
خودم دوست دارم جواب منفی بدم و تمومش کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)