سلام به همه عزيزاني كه براي مطالعه مطالب من وقت صرف كردند و راه حل ارايه دادند، شغل من طوريه كه من فقط از ساعت هفت و نيم صبح تا دوازده ظهر بيرون از منزل هستم،ضمن اينكه من سه سال ديگر هم بازنشسته خواهم شد و نميتوانم در آخرين سالها رها كنم، از طرفي تا همسرم به منزل برگردد همه چيز حاضر است و من نيز به اندازه كافي استراحت كرده و مشكلي نيست، قبل از تولد بچه ها هم همينطور بوده و با كوچكترين كمبودي حتي در بهترين شرايط به حدي عصبي ميشه كه اصلا نميشه تحملش كرد، مثلا اگر در حال غذا خوردن باشيم و يكي از بچه ها نق بزند يا غذائي رو روي سفره بريزد به جاي همكاري يا كمك ، داد و بيداد ميكنه، تا حديكه من واقعا مجبور ميشم خودم غذا نخورم تا ايشان غذا بخورن و برن جلوي تلويزيون و من هم سفره رو جمع كنم، حالا اصلا مهم نيست من يا بچه ها هم غذا خورديم يانه؟ مشكل بازهم اين نيست كه كمك نميكنه، مشكل اينه كه ميگه همه چيز بايد فراهم باشه تا من راحت باشم، باور كنيد ايشون بين مردها از بهترين إمكانات و تفريح و آرامش شخصي برخورداره، ولي به خونه كه ميرسه.....! چه كنم، آيا اين انتظار زياده كه من همه كارها رو خودم انجام بدم اما ايشون اينطور رفتار كنن؟ نميدونم شايد من اشتباه ميكنم و انتظار زياده از حد دارم! دوستان عزيزم منو راهنمايي كنيد ! البته توي اين مدت كه سايت رو مطالعه كردم خيلي چيزا ياد گرفتم: مثلا درست صحبت كردن، آرامش در گفتگو! اشتباه نكنيد ، من نميخام فاصله بگيرم، اما مجبور ميشم! بازهم ممنون و هم چنان در انتظار راهنمايي و تجارب شما هستم! براي همه عزيزان آرزوي سلامتي و شادي دارم!