سخنی از امام حسین علیه السلام هست که عمقی به نظر من به اندازه وسعت همه هستی دارد که اگر درک شود می فهمیم علاج همه دردهاست :
می فرمایند :
خدایا تو در همه حال مایه اطمینان و آرامش دل من می باشی
تک تک کلمات حرف دارد و کلمات کلیدی هستند:
در همه حال >>> یعنی لحظه ای نیست که چنین نباشد
مایه >>> یعنی اساس و بنیاد ( هرچیزی )
اطمینان >>> اطمینان وقتی می آیدکه شک و شبهه و دو دلی دربین نباشد، اضطرابی در کار نباشد نگرانی و دغدغه ای نباشـد در هـر مـوقعیتی اطمیـنان قلب یعنی همین و این بدون اتکاء به جایی مطمئن ممـکن نیست یعنـی در هـرموقعیتی که به نظر اضطراب زا ، دو دلـی آفـرین و .... هسـت فقـط یک مطمـئن
می تواند ترا اطمیـنان ببخشـد که نگــران نباشــی ، دغـدغـه نـداشـته باشـی ،نترسی و خیالت راحت باشد و رنجهایت آفت نبـاشـد و ایـن مطمـئن می شـود مأمن و تکیه گاه و با تکیه به او خیالی راحت می آید
آرامش >>> مطلوب همه انسانهاست که در همه حالی می جویندش و در واقع گم شده همه ماهست ،نقطه مقابل سرگردانی، آشفتگی و درماندگی.آرامش برآیند محتویاتی غنی هست اعم از صبر ، اطمینان ، امید ، ثبات ، و روشن ضمیری و .... که اینها نیز حاصل نمی شود مگر با بهره گیری از منبعی که توزیع کننده آنست .باید سراغ منبع رفت و نشانی این منبع هم در درون ماهست و از بیرون بدون ارتباط درونی نمی توانی راه یابی
دل >>> امروزه دانش غرب در بخش فرماندهی بدن از مغز عبور کرده و حتی گامی فراتر از فیزیک کوانتوم و انرژی ، به سوی منشاء اصلی اتصالات و فعل وانفعالات از بعدی دیگر رفته و آنهم قلب است اگر چـه باز هـم در بعـد مـادی آن یعنی جسم صنوبری شکل گوشتی و با ساز و کارهای خاصش را می گوید اما باز هم کمی نزدیک شده است به اینـکه دل ( البتـه غیر مادیسـت ) فـرمـانـده و خواستگاه فعل و انفعالات انسانی است که به حـال و احـوال و رفتـار و سـکنات منجر می شود که اگر ایـن دل سالـم و سـرحـال و سـربـراه باشـد همـه حـالات و رفتار سکنات هم میزان خواهـد شـد و با توجـه بـه آنـچـه در بـاب اطمیــنان و آرامش گفتیم ، سلامت این دل هم از آن اطمینان و آرامش حاصل می شـود .
و وقتی زبانی به چنین سخن باز می شود یعنی معرفتی عمیق را صاحـب آن داراست . و همین معرفت به اینجا او را رسانده است که دریابد که آن اطمینان آفرین و آن نقطه اتکـاء مطمئـن کجـاسـت و به او رو آورده و خـود نیـز در ابتـدای کلامش معرفیش کرده :
خدا ...............
حال با توجه به آنچه مختصراً آمد با هم نجـوای آن امام در اطمینان به قـربـانـگاه رفته را یک بار دیگر بخوانیم :
خدایا تو در همه حال مایه اطمینان و آسایش دل من می باشی
و برای همین برای او لحظه ای شک به راهش نیامد و یاران او نیز چنین بودند .
خود فرموده دیگر نیز دارد که می فرماید :
من الگوی شما برای همیشه تاریخ هستم
و این من ، یعنی او و مسلک و راه و مرام و زندگی خـودش و یارانـش .... ایـن است که کربلا الگویی از همه قشری دارد . از آشپز و آرایشگر گرفته تا ادیـب و سخنور و معلم و دانشور . از شیرخوراه گرفته تا نوجوان و پیر و جوان و ....
همگی آنها زندگیشان الگوی ماست برای سالم و سرحال زیستن که طنین دل همه آنها از زبان امامشان بیرون می ریزد که :
خدایا تو در همه حال مایه اطمینان و آرامش دل من می باشی








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)