سلام خانم محترم
من تجربه یکی از دوستان نزدیکم در اختیارتون میزارم
ایشون 26 سالش و مجرد با یه اقایی 3 سال دوست بودن که خانم تازه بعد از 1سال و خورده ای فهمید زن و بچه داره ... آقا بهشون گفتن که شما با من بمون و من زنم رو طلاق میدم و با شما ازدواج میکنم دوستم مخالفت کرد و گفت نباید زندگیت رو خراب کنی و از این حرفا حالا آقا به هر دلیلی جدا شد اما بچش بیشتر اوقات میاد پیشش و خانومش چشم دیدن کسی رو کنار این آقا نداره و گاهی دوستم رو اذیت میکنه ... بعد از یه مدت دوستم پشیمون شد و خودش متوجه این موضوع شد که ازدواج با این آقا کار درستی نیست چون گاهی تیکه مینداخت که من بخاطر تو طلاق گرفتم ... دوست منم اوایل مثل شما داغ بود و هر چقدر اطرافیان بهش گوشزد میکردن به خرجش نمیرفت ... اما الان خداروشکر خودش به این نتیجه رسید که اشتباه کرده و به خاطر مخالفت خانوادش که نذاشتن با این آقا ازدواج کنه خوشحال ...
شما هم اگر حرفهای دوستان رو قبول ندارید بهتره یه مدت صبر کنید تا خودتون به این باور برسید که ایشون تیکه شما نیست ....
موفق باشی
هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
"راهش را پیدا میکن "
هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
"بهانه اش را"
علاقه مندی ها (Bookmarks)