انیتای عزیز سلام
من چون یک سال پشت کنکور موندم از همکلاسیای خودم یه سال عقب افتادم و اونا همشون فارغ التحصیل شدن یا در مقطع ارشد درس میخونن.ولی من هنوز درسم تموم نشده و یک سال از درسم مونده.من با اینکه ظاهرا رشته خوبی درس میخونم ولی وقتی وارد دانشگاه شدم احساس کردم که این اون چیزی نبود که من باهاش آرامش بگیرم.فکر میکنم که آدم باید درسی رو بخونه یا کاری رو انجام بده که با انجام دادنش آرامش بگیره و لذت ببره.ولی من به سختی و کراهت درسامو میخونم،که فقط این دوره از درسم تموم شه.من از خودم انتظار داشتم که تو این دوره از زندگیم درسمو با موفقیت تموم کرده باشم و الان دنبال کار یا ارشد یا زمینه ای که دوست دارم فعالیت کنم.انتظار داشتم تو این سن زبان انگلیسیم فول باشه.دیدم بعضی از دانشجوها انقد تو همه زمینه ها فعالن و درسشونو با شور و شوق میخونن و خیلی موفقن و دوره ی دانشجوییشون بهترین دوران زندگیشونه ولی من نه!
............
اصلا این سبک زندگی رو دوست ندارم.دوس ندارم مثل همه باشم ولی دوست دارم راهیو که برای زندگیم انتخاب میکنم یه راه غلط نباشه که بعد از چند سال حسرت بخورم که من باید تو فلان سن این کارا رو انجام میدادم.
دوست دارم زندگیم خاصّ خودم باشه ولی درست باشه!دلم نمیخاد همرنگ بقیه شم،مثلا چون همه ارشد شرکت میکنن منم شرکت کنم!چون همه ازدواج میکنن منم ازدواج کنم و و سبک زندگیم مث بقیه باشه و...
اینا چیزیایی هست که من فقط دلم میخاد tولی من چون نسبت به فکر بقیه به خودم حساسم با درون و بیرون خودم به تعارض میرسم.مثلا من میدونم که با فوق لیسانس گرفتن حالم بهتر نمیشه ولی چون از نظر بقیه کسی که پیشرفت تحصیلی داشته باشه محترم تره ، من احساس شکست میکنم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)