سلام عزیزم
مامانت منظوری ندارن.خودت رو ناراحت نکن.الان چند سالته؟
من 32 سالمه،بعضی از خواستگارهایی که الان دارم،حتی موقعیتشون از خواستگارهای قبلیم هم بهتره.با اینکه مدتهای طولانی هم پیش میومد که موردی نبود.
الانم خیلی از مواردی که پیش میاد به خاطر تو جمع بودنمه.خیلی هاشونم ممکنه بیان و بعد ادامه ندن.این کاملا طبیعیه.واسه هر دختری پیش میاد.
مامانت هم اگه خیلی نگرانن به دوستاشون بسپرن مورد خوبی بود معرفی کنن.برای این کار ایشون هم باید بیشتر توی جمع باشن.این کار هیچ اشکال هم نداره.
البته به خانومهای فهمیده و باشخصیت بسپرن.
من نمیدونم بالاخره ازدواج میکنم یا نه.
ولی الان به این نتیجه رسیدم هدف اصلیم تو زندگی ازدواج نیست.
ما چه ازدواج بکنیم چه نه،باید یاد بگیریم خوب زندگی کنیم،از زندگی لذت ببریم و شاد باشیم.
ببین عزیزم،اگه بخوای بشینی غصه بخوری و تمرکزت رو بزاری روی حرفهای مامانت و ازدواج نکردنت،همه اینها فقط انرژیتو میگیره و افسردت میگیره.
فکر نمیکنی با ظاهر افسرده و دپرس شانس ازدواجت میاد پایین و مهمتر از اون روزهای با ارزش زندگیت رو به غصه و اندوه میگذرونی؟
فکرت رو رها کن.برای خودت برنامه بریز،سفر برو،باشگاه،کلاسهای مختلف.
با فکر باز واسه ازدواجت هم بهتر میتونی تصمیم بگیری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)