ببینیدخانم نینا.
برای هرچیزی یک اصول وقاعده وفرمولهایی وجود داره.نمیشه اون فرمولها رو زیرپاگذاشت وبعدش انتظار نتایج مطلوب ورضایت بخش داشت.
اگه شما همینطورپیش برید ما به راحتی پیش بینی مشکلاتی جدی در آینده شما میکنیم...
اولین قائده ای که شمازیرپاگذاشتید دوس داشتن وابرازعلاقه وصمیمیت قبل ازتعهد هست.اینکه میگی انگارده ساله میشناسیش چیز جدیدی نیست بسیاری ازکسانی که بدون تعهد شروع به دوس داشتن همدیگه کردند همین حرف شماروزدند،دلیلش درگیرشدن احساس هست.همین باعث میشه شناختها دچار تحریف بشه خوبی هاش روبسیارپر رنگ وبدی هاش رو کمرنگ ببینی یا اصلا نبینی.
مسأله بعدی،درک وبرداشتت از زندگی مشترک بسیار کلی وتوأم با احساس هست..زندگی مشترک مهارتهای خاص خودش رومیخاد،اگه تصویرواقعی تری نداشته باشی درانتخابت دچار مشکل میشی..متأسفانه شما صمیمیت روتا اون حد رسوندید که اون فرد جایی دست شمارومحکم به نشانه اعتراض فشار داده!این رفتارها توی مرحله خواستگاری وآشنایی معمولی نیست!!
جایی که شما داری با استدلال اشتباه خودت روگول میزنی،میگی من هنرمندوروشنفکرم لزومی نداره به عرف عمومی وسنتی جامعه درخواستگاری پای بند باشم وبراساس اون جلوبرم!اماغافل ازاینکه قوانین روانی واجتماعی ؛هنرمند، روشنفکر،استاد دانشگاه ،پولداروفقیرنمیشناسه ،اثرو نتیجه ش برای همه یکسانه.
پیشنهاد جدی من به شما اینه حتما وحتما صبرکنید اقدام خاصی انجام ندید ومهارتها وشناختهای خودتون رو بالاببرید من درپستهای بعدی لینکهایی روبه شما معرفی میکنم تا ذهنت به مساله روشنتر بشود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)