سلام
دوستان چرا منظورم رو معکوس متوجه شدید؟اصلا تاپیک چند موضوعه شده.فکنم خیلی به عرفان علاقه دارین که میخواین کار به جاهای باریک بکشه
جناب امین و ویکی میل ... اخه موضوع من عرفان و فلسفه نیست اتفاقا گفتم این اقا از نظر اعتقادی شبیه منه البته تقریبا و اندازش خوبه .
مشکل اینه که دلم راه نیومد و اون جملاتی هم که گفتم علت مهم بودم پذیرش قلبم بود .
چون ادما مختلفن :
بعضیا فقط با دو دوتا چهارتا به نتیجه میرسن و با شرایط میسازن بعضا دوست دارن به کاری که میکنن راغب باشن و عشق و غلاقه مهم تر از شرایطه اما هردو بجای خودش .
فکر نکنید من از درویش ها هستم با ریش بلند و تارک دنیا نشستم یه گوشه خیابون و نی میزنم و چشام خیره به اسمونه
اتفاقا به امورات دنیا هم خیلی اهمیت میدم خیلی شادابم و دنبال شلوغ بازی ام و میخام در این مورد هم باهام پایه باشه و مثلا باهم بریم .... اینو دیگه نمیگم باز متهم میکنید :)
البته مشکلات یکم خسته ام کرده و شادابی ام موقتا کم شده وداره کمتر میشه اما خوشبختانه تو دلم خیلی شاد و سرمستم .
همینه دیگه از اعتقادات نباید حرف زد ...
تو انتخابم باور کنید از همون فاکتورای مادیش نمیتونم گذر کنم چه برسه به اونجا مثل همون حالت چهره و تیپ و نحوه حرف زدن و اداب معاشرت و مهارت های مختلف .
مثلا همون که گفتم با شلوار پارچه ای کتونی پوشیده بود(حالا بیاین بگین فرشته خیلی ادم ماده گرای هستی منظورم اینه همه چی جای خودشه )
حالا که فکر میکنم این مورد مذکور هم مورد اعتقادیشو داشت وگرنه نوع روابط اجتماعی مون هم متفاوت بود هرچند قرار نیست همه چی یکی باشه اگه کسی خودش و کاراش به دل باشه و اشتراکات مهم وجود داشته باشه بقیه رو میشه خوب حلش کرد .
با یکی مشورت کردم دراین مورد گفتن احساس علاقه به کسی بدیهیاته خودت باید متوجه بشی ... دیدم راست میگه اون به دلم نیست ولی هی میخوام به خودم بگم که دارم اشتباه می کنم ولی نمیشه .
فکرکنم مینوش و محمد رضا خوب موضوعمو متوجه شدن و باهام جلو اومدن . مینوش خیلی حرفه ای هستی![]()
اقا حامد اگه مرتبط به موضوع بود ممنون میشم بذارین .
در ضمن اقای ویکی میل من تا حالا کسی رو ناراحت نکردم تو موردا بجز همین فرد که مثلا کاری میکردم ازم خوش نیاد خام بودم کاسه داغ تر از اش .اتفاقا اونو برتر از خودم میبینم جدا میگم .
معمولا با نهایت احترام میگم که شما خیلی خوبین اما اشتراکی باهم نداریم به نظرم .نه این که کسی رو متهم به مادی گرایی کنم . خیلی با مهربانی ولی قاطع می گم .
شما نذارین اون دختر خانم شما رو بدبین کنه سعی نکنین دیگران رو با میزان ایشون بسنجین ولی ممنون از نطرتون میدونین اصلا بحثم خود برتر بینی نیست نمیدونم شاید هم راست میگین ادم خود خواهی ام ولی تو دلم همچین چیزی نیست چون چیزی رو از خودم نمیبینم .نه چهره به اختیار خودمه نه قد نه روحم نه چیزایی که دارم .
این رو بیشتروقتی حس کردم که یه هفته پیش نمیتونستم از تختم پاشم به دلیل مشکلی که پیدا کرده بودم گفتم خدایا هیچ حول و قوه ای نیست مگر از تو . چقدر من عاجزم
پس چیمو برتر میبینم؟!







اصلا تاپیک چند موضوعه شده.فکنم خیلی به عرفان علاقه دارین که میخواین کار به جاهای باریک بکشه 

علاقه مندی ها (Bookmarks)