نمیدرنم تاپیکای قبلیمو خوندین یا نه البته ک خیلی وقت گیره برا همین میگم خلاصسش برا کارشناسی خیلی سعی کردم اما ی مشکلی دارم گاهی نمیدونم چیه گاهیم فک میکنم ک میدونم ی جور وسواس ب کیفیت عالیه کارا ک هیچ وقتم عملی نمیشه از بس از این درس پریدم ب اون درس از این کتاب ب اون کتاب نتیجه دو سال حبس اتاق بودنم برا کارشناسی واقعن تبدیلم کرد ب ی افسرده و برخورد خونوادم ک نخوندی ک نمیدونم قهر کردن سرزنش کردناشون خودمو دلم میخاس بکشم و افتضاح گزش هنوز هم کامل کنار نیومدم با این موضو اینبارم حس میکنم بازم دارم اینجوری میکنم گاهی میترسم نکنه دارم تکرار اشتباه میکنم میترسم امیدوار باشم ک اگه اینبارم شکست باشه توش ب قده دفعه قبل نابود نشم من هنوز اثره دفعه قبلیو نتونسم از بین ببرم
اصن الان نه از شکست میترسم در حال حاظر نه حسه موفقیت خوشالم میکنه ی ادم خنثی شدم
فک میکنم اگه بشه شاید بتونم خودمو روحیمو جمع کنم
اما وااقعن افکارم اذیتم نمیکنن اشکاراش ی افکاره ب هم ریخته ای ک اصن نمیدونم چین نمیزارن ارامش داشته باشم اصن نمیدونم چمه....
وقتی ب شکست فک میکنم میگم یبار تجربشو داری نترس البته ظاهری میگم و ظاهری اروم میشم
واای من نمیدونم چمه
ولی وااقعن قبول نشم نمیتونم بلند شم دیگه شاید کسی نفهمه چی میگم خییلیی شدیده خیلیی








علاقه مندی ها (Bookmarks)