سایه جان سلام
میدونی اگر بخواییم مشکلت رو تقسیم بندی کنیم شاخه زیاد داره اما یک ریشه مشترک دارند .
ریشه اش اینکه که شما خیلی تاثیر پذیری داری، از هرحرفی از هرکسی که نباید تاثیر گرفت عزیزم .
و اینکه ارزشمندی ات رو به تبع افکار والدینت منوط کردی به تحصیلات و دانشگاه و وکالت و ....
منم هم سن خودتم و کاملا درک می کنم چی می گی ، لزوما قرار نیست پدر و مادر ما هم عقیده با ما باشند چه بسا 180 درجه ممکنه اختلاف داشته باشیم
که متاسفانه تو این نسل مشکل با پدر مادر ها خیلی به چشم میخوره .
ممکنه آدمای تحصیل کرده و بسیار فهیمی باشند با روانشناسی بالا یا برعکس ممکنه هیچ جوره درکت نکنند و باعث آزارت بشن ناخواسته .
اما چیزی که عیانه اینه که پدر ومادر خیر بچه هاشون رو میخواند .
منم کاملا با مادرم اختلاف داریم طوری که با من زندگی میکنه اما کسانی که تو سایت من رو میشناسند شناختشون نسبت بهم خیلی بیشتر از مادرمه که از اول با من بوده .
چون کلا تو یه خط نیستیم.
اصلا همچین انتظاری هم ندارم که بخواد خواسته ها و افکارمن رو درک کنه .برای همین اصلا حرف ها و رفتاراش رو وارد فکرم نمیکنم که تاثیر بگیرم و تاراحت شم البته نمیگم راحته ها خیلی برام سخته ، اما باید ساخت.
بنابراین حق احترام را که مسلما دارند اما قرار نیست همه حرفهاشون رو جدی بگیری و برای خودت غصه بتراشی .
فقط سعی کن کمی از حالت انفعالی در بیایی برای این منظوراین تاپیک رو مطالعه کن کارگاه آموزشی - رفتار جرات مندانه.
بعد هم در نظر داشته باش که متاسفانه تو مشکلاتمون نمیتونیم یقه ی کسی رو بگیریم. کی مسووله ؟ خود خود خودمون .
پس آرام آرام شروع کن از گوشه تنهایی ات بیایی بیرون دایره روابطت رو از خونتون گسترش بده به جاهای بهتر .
بعد ازون سعی کن دانشگاه بری حالا قرار نیست حتماخیلی دانشگاه تاپی باشه اینطوری هم وارد جامعه میشی هم اعتماد به نفست بالا میره هم با ادم ها ی بیشتری آشنا میشی
راه برا ازدواج هم هموار میشه .
ببین کلا تو خونه موندن روح و روان رو به تحلیل می بره برای همینه من اصلا از تعطیلات خوشم نمیاد و واقعا هم صدمه میبینم .
پس خودت را مشغول کن دختر خوب تا حالت بهتر بشه و رود قشنگ زندگیت جاری بشه .









علاقه مندی ها (Bookmarks)