به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 فروردین 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-10-20
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,869
    سطح
    25
    Points: 1,869, Level: 25
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم دوستان خوبم.
    راستش پولی که خرج میکردم رو که میدونستن قرض هست و گاهی یادداشت هم میکردن.اما حالا میگن خرج کردی که کردی!بعد هم گفتم دوستای دیگمو مثال میزنن که اونا هم پس اندازی ندارن.اما خب اونا پشتوانه مالی خانوادشون رو دارن.
    در مورد بی احترامی به نامزدم،نه تا حالا بهش بی احترامی نکردن.اما قبل از نامزدیم هر بار که با من جر و بحث میکردن صمیمی ترین دوستمو هدف میگذاشتن و میگفتن فلانی دیگه حق نداره پاشو بزاره اینجا و ناسزا میگفتن.در حال که بی ربط بود.کلا نگاه میکنند چیزی که برای من مهمه پیدا میکنن و تحقیرم میکنن.حالا که نامزد کردم میدونن نامزدم برام اولویت هست و اون شده ابزار تحقیر من.حتی بهش میگن دهاتی!!یا میگن ما که ناراضی بودیم و تو هوای اونا رو داری و....در حالیکه تا حالا نگفته بودن ناراضی هستیم همش میگفتن اگه دوستش دادی خودت تصمیم میگیری.واسه ازدواجم هم خودم تصمیم گرفتم و به ظاهر راضی بودن.تنها نقش بابام هم این بود که واسم مهریه بالا گرفت که البته خودم راضی نبودم.اما حالا هرروز میگن ما ناراضی بودیم و ملمانم میگه من خودمو اتیش میزنم که ازدواج نکنید ووو بابام میگه زنگ میزنم فحششون میدم.منم یه بار وسط حرفاش تلفن رو اوردمو گفتم خواهش میکنم زنگ بزن این ارزوی قلبیه منه
    در حالی که من هوای کسی رو ندارم.فقط سعی میکنم منطقی باشم.مثلا نامزدم چندقلم جهیزیه رو باید خریداری کنه.از بین همه برندهای موجود توی بازار رفته بهترینشو دیده.کلا مارک خارجی و گرون. نظر من رو پرسید که گفتم نه ..من مخالفم.من وسابل ایرانی میخوام.چون میدونستم که بعدا ما هم بخوایم بقیه اقلامو بخریم باید در همون سطح باشه که فعلا نمیتونم.حالا خانوادم میگن چون تو هوای نامزدتو داری اینو میگی!!!در حالی که من میخوام بعدا واسه خودمون حرفی نباشه.هرچنداز نظر من مهم نیست این چیزا اما دهن همه رو نمیشه بست.پس چه بهتر که ادم از اول یه کاریو نکنه
    در مورد ماشین من هیچوقت ادعایی ندارم.میدونستم بعدا چندین برابرشو خواهم داشت.حتی بعضی وقتا که برادرم ازم میپرسید میگفتم هروقت ازدواج کردی این هدیه من به تو هست.یعنی هم بی ادعایی خودمو ثابت کردم که چشمم دنبالش نیست هم اینکه گفتم من هنوز چیزیو به کسی نبخشیدم.
    بله.خیلی دلم میخواست الان خودم جهیزیمو تهیه کنم.اما متاسفانه پول کمی دارم.از طرفی خانواده همسرم و همسرم خیلی اصرار به رفتن ما سر خونه زندگیمون دارن اما فعلا دو سه ماهی صبر کردیم و تو این دو سه ماه معجزه خاصی تو وضعیت مالی من نمیشه که بخوام همه رو خودم بگیرم.شاید نصف اقلام باقیمونده رو بتونم
    نامزدم پسر خوبی هست.اما بعضی رفتاراش خامه که توی تاپیک جدیدم یکیشو مثال زدم.احساس میکنم توی زندگی جدیدم هم همه چی متکی به من باشه.البته غیر از مسیله مالی
    نمیدونم چی کار کنم
    از اون روز با پدر و مادرم صحبت نکردم.تا دلخوریمو نشون بدم.کلا وقتی چیزی باب میلم نباشه کنار میزارم.خیلی ادمها تو زندگیم بودن که به آنی حذف شدن.اما پدر و مادر و برادر و نامزدو که نمیشه حذف کرد.اینجور مواقع قهر کردن و حرف نزدن تنها راهیه که بلدم.همه چی عادی و معمولی.اما صحبتی رد و بدل نمیشه.نمیدونم
    میگم آینده در راهه.اما اکاش حداقل قدر دان بودن یکم.یا حداقل انقدر توهین و تحقیر و زدن نبود.اونا میدونن که من دوست داشتم از امسال کارمو مستقل شروع کنم.یعنی برای کسی کار نکنم.خودم چم و خمشو میدونم.اما این قضیه سرمایه میخوادکه من اکثرشو توی خرج خونه و ماشین و حالا هم جهیزیم خرج کردم.گذشته ها گذشته.اما....

    - - - Updated - - -

    راستی اینم اضافه کنم که من هیچوقت دلم نخواسته منتی بزارم.اما دو بار سر این قضایا کتک مفصلی نوش جان کردم که صرفا از یه درد و دل شروع شد!!یادمه شب قبلش که این حرفا پیش بیاد شبهاخوابم نمیبرد.فکر اینکه خانوادم چرا به من دروغ گفتن.چون من از چند روز قبلش یکی از دروغاشونو فهمیده بودم و توی خودم ریخته بودم.اما هر چی باشن خانوادمن.توقع این رفتارو نداشتم.همیشه فکر میکردم دروغ تو خانواده ما نیست.اونم سر مادیات!ساعت دو شب بود که دیدم مامانم بیداره.بهش گفتم یه چیزی میخوام بگم.به کسی نگو.باعث شده نتونم بخوابم.و براش تعریف کردم که فهمیدم.چون واقعا قبلش فکرمی کردم فروشنده ها از سادگی پدر و مادرم سواستفاده کردن و بهشون اجناسو انداختن و کلی غضه خوردم.اما بعدش دیدم با اینکه اونا دیدن من چه قدر غصه خوردم که با این اوضاع فروشنده ها گرون حساب کردن بازم به دروغ گفتنشون ادامه دادن و کلا منو سر کار گذاشتن! خلاصه به مامانم گفتم چرا بابا گفته بود فلان چیز رو سه تومن گرفته.این که دو تونن پول داده بودید.چرا الکی گفتید.از کوره در رفت و دعوا.بعدش من دیدم نصف شبه رفتم توی اتاقم که اومد بالا سرمو کلی به نامزدم فحش داد.همون قضیه نقطه ضعف و تحقیر من.ولی بهش گفتم اینا دردو دل بود.به روی بابا نیاری غرورش میشکنه.اما....
    دقیقا صبحش ساعت 8 تا بابام بیدار شد دیدم مامانم دردو دلهای منو چهار تا گذاشته روشو به شکل تحقیر امیزی واسه بابام تعریف میکنه تا بابامو طبق معمول پر کنه و یه کتکی به من بزنند.که همین هم شد.فقط به مادرم گفتم همیشه دعوا راه میندازی.من فقط یه دردو دل اونم با خودت کردم و نمیبخشمت.اگه میخواستم به خود بابا میگفتم و ...
    اصل ماجرا این بود وگرنه اینطوری نیست که من تو خونه راه برم و بگم واااای من پول دادم دادم به شماها!!
    ویرایش توسط fkh4466 : چهارشنبه 15 بهمن 93 در ساعت 02:06


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چطور میتونم آرامش روانیم رو به دست بیارم؟
    توسط مهندس خانوم در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 تیر 96, 16:00
  2. زندگیم رو به نابودیه ونمیتونم کنترلشو بدست بگیرم
    توسط zaaraa در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 شهریور 95, 11:19
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  4. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  5. دیگه نمیتونم شوهرمو تحمل کنم.دوستش ندارم...
    توسط lvlahtab در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 09:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.