با خانوم ساشا تو این مورد موافقم.به نظرم دیگه شما خیلی نقش یه مرد رو با اون ابهت و غرور خاص ایفا نمی کنید.مرد باید مقداری جذبه و غرور داشته باشه .زن از همین تفاوت های مرد لذت میبره.(البته با سیاست مردونه)
میبینم که خانوم ها خیلی از روشنفکری و مرد بودن شما تعریف می کنند امیدوارم که این رویه و دوست داشتن شما به شکلی متداوم باشه و به محضی که خانوم از سرو شکل افتادن نظرتون عوض نشه.
اما بحث ب ک ا ر ت خانومها.برای خیلی از آقایون این مساله خیلی مهمه حتی اگه به رو نیارن یا ادای روشنفکری در بیارن و بگن اهمیت نداره .اگه آقایی بگه برای من اهمیت نداره یه ذره باید شک کرد.حتی خیلی از بی اعتمادی های آینده و سخت گیری ها و محدود کردن ها میتونه دلیلش همین باشه.من نمیگم در همه موارد ولی در خیلی موارد این مساله رجعت به مرد مورد نظر اتفاق میافته.البته توهین نمیکنم ولی به شخصه چندین مورد با چشمان خودم دیدم.مخصوصا اگر عشقی بوده و دو طرف به هم نرسیدن و رضایت ج ن س ی هم در دو طرف وجود داشته.البته باز هم گفتم این عمومیت نداره.ولی خانومی که جسارت و قدرت این کارو با همه محدودیت ها و ترس ها و خسارت ها داره و انجامش داده باید یه مدار روش تامل کرد.ولی الان و تو همین سایت دیدم خانوم هایی که به خودشون و روحشون و جسمشون اهمیت میدن و نسبت به خیلی ها باید دید متفاوت داشت با اینکه مساله ارتباطات و دید ها توی این سال ها خیلی بد شده و اعتمادها داره ازبین میره.بحث این مطلب رو اینجا ادامه نمیدم ولی بحثی با یه مشاور معروف داشتم که چیزهای زیادی برام روشن شد و اگر کسی خواست از طریق ایمیل باهاش بحث میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)