آقا ripi چرا اینهمه میشینید آمار تماسهای همو میشمارید؟ و با این مساله که حل کردنش ساده است مدام خودتونو درگیر میکنید و هی خسته میشید؟
به جای اینکه رفتار مشکوک و غیره داشته باشید راست و خالص بهش بگید خانومم من از ارتباط یک طرفه خوشم نمیاد وقتی بهم زنگ نمیزنی حالمو بپرسی فکر میکنم دلت واسم تنگ نمیشه واست مهم نیستم ،
اون روز زنگ زدی خیلی خوشحال شدم ازت میخوام حداقل یه روز درمیون زنگ بزنی حالمو بپرسی
با این کار اولا خودتون خیلی روک و راست حرف دلتونو بهش گفتین و برای گرفتن نتیجه نیازی نیست لجبازی و انتظار بکشید یا بهتر بگم خودت نباشی البته بهترین کار اینه که خودت باشی مثلا اگه دلتنگی ، دلتنگی کن، اگه
بیماری بیحال باش.
دوما خانومت با انگیزه بهت زنگ میزنه و هر دو ازون حالت لجبازی کم کم خارج میشید چون توی جایی که صداقت هست و هرکسی خودشه یعنی عشقشو بروز میده دلتنگیشو بروز میده ناراحتیشو خستگیشو... دیگه جایی واسه
لجبازی نمیمونه.
شما یه مدت ازشون با زبون خواسته ها و احساساتتونو بخواین و خودتون هم لج نکنین نتیجش خیلی عمیق تر میشه. در ضمن ایشون زن هستند خوب اکثر زنها دوست دارند مدام همسرشون عشقشو بهش نشون بده اونم با ابراز
علاقه و ناز کشیدنو ..، در ضمن اگه گفتم ایشون انگیزه پیدا میکنه واسه تماس دلیلشو با یه مثال میگم : من از دست همسرم ناراحتم به هر دلیلی و مقصرم مهم نیست، توقع دارم اون بیاد و منو ازون حالت دربیاره با صحبت درمورد
موضوع ناراحتیم اگه همسرم بیاد جلو و باهام حرف بزنه و از دلم دربیاره من هم خجالت میکشم البته بروز نمیدم ، هم خیلی بیشتر دوستش دارم و از همه مهمتر فکر میکنم واسش مهمم و دیگه تا چند وقت به این راحتیا بهونه
نمیارماما اگه همسرم از دلم درنیاره و منم نتونم جو سکوت خونه رو تحمل کنم و مجبور شم برم باهاش حرف بزنم که ناراحتیم تموم شه ، دیگه دست خودم نیست تا مدتها این میمونه تو دلم که آخرم خودم رفتم
باهاش حرف زدم و صدتا فکر دیگه که بازم دست خودم نیست اون وقت دیگه انقدر بهونه گیر میشم باورتون نمیشه پرخاشگر میشم اصلا مثل گربه میشم دیگه هیچ محبتیشو نمیبینم چون اونجایی که به حرفاش نیاز
داشتم باهام حرف نزده بازم میگم دست خودم نیست ، طاقت دوریشو ندارم خیلی بهش وابسته ام اما اینجور مواقع اگه به موقع نظرمو جلب کرد که همه چی گل و بلبله اگه نکرد که خونه میشه جهنم در ضمن رفتارای
منو مو به مو دکتر حبشی میگفتن پس اکثر زنا همینطورین











اما اگه همسرم از دلم درنیاره و منم نتونم جو سکوت خونه رو تحمل کنم و مجبور شم برم باهاش حرف بزنم که ناراحتیم تموم شه ، دیگه دست خودم نیست تا مدتها این میمونه تو دلم که آخرم خودم رفتم

علاقه مندی ها (Bookmarks)