به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 شهریور 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1393-12-02
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    352
    سطح
    7
    Points: 352, Level: 7
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    شکوه عزیز
    واقعا ممنونم بابت خوندن نوشته بی سر و ته ام! چون موقع نوشتن آرامش و تمرکز کافی نداشتم و بعد بحثی که با برادرم داشتم و حسابی داغون بودم به این نتیجه رسیدم که دیگه وقتشه لازمه دست عمل جدی تر و تغییر بعضی چیزا در خودم بزنم.

    توصیه هات عالی بودن مخصوصا چیزی که در مورد تخیل برای واقعیات امروز و لزوم برداشتن قدم روزانه در مسیر اهداف گفتی خیلی خوشم اومد و سعی میکنم در طول روزم ازش استفاده کنم.

    من دوتا تاپیک ات رو هم خوندم و چقدر درک کردم و فهمیدم ات چون بعضی از مشکلاتی که گفتی عین مشکلات من هست. منم کودکی سختی داشتم و منم تازه فهمیدم که نقش برادر بزرگ نداشته خانواده سالها من اشتباهی یدک کشیدم و یک مدافع خانواده و جنگجوی به تمام معنا بودم که پسرا موفقیت و جسارتم رو تحسین میکردن و دخترا حسودی میکردن بهم و من از تنهایی خسته ام . کمبودهام رو توی مدرسه و دوران تحصیلم و بعد دیپلم با موفقیت های پی درپی پر میکردم . برای بار اول کاری کردم که هیچ کدوم از دخترای فامیل حتی پسرا شهامت انجامش رو نداشن من انجام اش دادم و موفق بودم . اما بعد شکستی که اخیرا داشتم دچار سردرگمی شدم . دیگه تحسین شدن و تو چشم بودن رو نمیخوام در عوض یک ذهن و دل پر از آرامش و چند دوست خوب و صمیمی میخوام تا لحظه لحظه زندگی رو نفس بکشم و خوش باشم بدون استرس رسیدن یا نرسیدن به قله ی موفقیت ها .

    شهامتم در بعضی زمینه های عملی خیلی خوبه و نظیر نداره اما در رد جرات مندانه درخواست هایی که ازم میشه و در بیان جرات مندانه احساسم هنوز میلنگم.

    و لازمه دخترانه تر باشم درین زمینه پیشرفت هایی هم داشتم در تیپ و ظاهرم. به خودم بیشتر میرسم ولباس شیک می پوشم. هرچند رفتار هام و مخصوصا نرم و آرام صحبت کردن رو هنوز روش کار میکنم.

    سالها اشتباهی الگوی من پدرم بوده تو رفتارهام و در عمل اشتباه بودن این الگو برداری بهم ثابت شده و الان میخوام مادرم رو الگو قرار بدم چون من دخترم و فقط تو موارد خاص مثل رسیدن به اهداف بزرگ زندگی و شکست ناپذیر بودن از پدرم الگو میخوام بگیرم.مادرم استاد صبوری و آرام صحبت کردن هست برعکسش منم که داد و هوارم میره بالا وقتی عصبانی میشم و بی نهایت کم حوصله و کم طاقتم. دختر و زن دریای آرامشه و بقیه آرامش و قوت قلب میده نه اینکه خودش بیتاب و پرتلاطم باشه. و اینکه نه سردی رو تحمل میکنم نه گرمی رو! یکم سختی ببینم گله و شکوه ام به آسمونا میره! اگه بتونم صبورتر و آرام تر بشم خیلی زندگی برام بهتر میشه مخصوصا با مشکلاتی که فعلا باهاشون دست و پنجه نرم میکنم.

    یکی از زمینه های دیگه ای که توش خیلی ضعف دارم تصمیم گیری و الویت بندی هست. افتضاح ام درین زمینه. بعدش هم پشیمون میشم از بعضی از انتخاب هام و تصمیم گیری هام هم نیمه کاره و ناتمام بر جای میمونه و این مورد خیلی انرژی ام رو هدر داده خیلی! خسته ام از اول شروع کردن های دوباره از صفر شروع کردن ها وقتی چندین بار تا وسط راه رو رفتم و پشیمون شدم و از اول شروع کروم در یک مسیر جدید.چرا چون تصمیم گیری بلد نیستم و الویت کارام برای خودم هم مشخص نیست. من ذهنم مملو از اطلاعات در زمینه های گوناگون هست و بعضا اطلاعاتی که اضافی ان حتی اما تو انتخاب، تصمیم گیری ، الویت بندی و استفاده بهینه ازین اطلاعاتی عظیمی که دارم موندم! نمیدونم چطور هوش تصمیم گیری ام رو بالا ببرم؟


    خودم فکر میکنم چون در کودکی از محبت مادرم کمتر بهره مند بودم در نتیجه الان دلسوزی مادرانه خیلی در من شدید هست و نسبت به خواهر برادرهای کوچکترم و حتی مادرم خیلی احساس دلسوزی زیادی دارم و همین گاهی باعث تداخل نقشم با مادر یا بحث و دعوام با برادر نوجوانم میشه و دلسوزی ام رو تعبیرش میکنه به فضولی! و این اصلا برام قابل تحمل نیست.

    حتی نسبت به بقیه آدمها هم زیادی دلسوزم و نمیتونم طولانی مدت کینه به دل بگیرم و اکثرا اشتباهات اونا رو برای خودم توجیه میکنم و همین باعث میشه به دل نگیرم و زود ببخشمشون حتی کسانی رو که دعواهای ناجور باهم داشتیم رو ! داداشم بهم میگه نه به اون دعوا کردنت و نه سریع بخشیدن بعدش! خلاصه لازم می بینم این احساس دلسوزی افراطی رو در خودم کنترل کنم.

    طبق پستی که از مدیر گرامی همدردی تو تاپیک ات دیدم فهمیدم برای شروع کار باید تغییراتی که میخوام بیارم رو گروه بندی کنم و بعدش الویت بندی! برای من این سخت ترین کاره من تو الویت بنری کارهام اکثرا با شکست مواجه بودم و جورش رو هم کشیدم خیلی درد داره که کاری رو که مهم نبوده چندان انجام بدی و بعدش بمونی وسط کاری که ضروری بوده و من انجامش ندادم. سعی ام رو میکنم در اولین فرصت امتحانش کنم با اینحال ممنون میشم یکی در زمینه گروه بندی و الویت بندی اهدافم به من کمک کنه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید بهار بانو تشکرکرده است .

    شکوه (دوشنبه 04 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 خرداد 92, 16:31
  2. توقف مطلقا ممنوع!!!!
    توسط erfan25 در انجمن عشق
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 اردیبهشت 87, 00:58

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.