به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 00 [ 02:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    17,344
    سطح
    83
    Points: 17,344, Level: 83
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,156

    تشکرشده 742 در 286 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام نازی جان.
    من دو سه سال قبل از ازدواجم یه خواستگاری داشتم که به هیچ وجه حاضر نبودم باهاش ازدواج کنم. اون آقا هیچ کدوم از معیارای من رو نداشت... یک سال بعد از جواب رد من، ایشون ازدواج کرد و عید با خانومش و خونواده اش اومدن خونه ی ما عید دیدنی... من اون روز از روی کنجکاوی حداقل چهار پنج بار خانومش رو و یکی دو بار هم اون آقا رو نگاه کردم فقط از سر کنجکاوی...هیچ قصد و نیت دیگه ای هم نداشتم. نه اون آقا رو دوست داشتم و نه پشیمون بودم و الان هم اصلا بهش فکر نمیکنم با اینکه پدر و مادرش از دوستای خانوادگی ما هستن و با ما رفت و آمد دارند...
    عزیز دلم اون خانوم الان هر کاری که بکنه ذهن تو یه ایرادی برای کارش پیدا میکنه. اگه تو و شوهرت رو تحویل نگیره فکر میکنی منظوری داره. اگه بیاد شما رو تحویل بگیره ذهن تو فکر میکنه که میخواد خودشو به شوهرت نزدیک کنه. اگه توی مراسم شما یه گوشه بشینه فکر میکنی داره کم محلی میکنه اگه بلند شه بیاد وسط تو فکر میکنی داره واسه ی شوهرت دلبری میکنه...
    نازی جان اون خانوم کم خطر ترین و بی حاشیه ترین راه رو انتخاب کرده... سرش توی زندگیه خودشه... تو هم بچسب به زندگی خودت...
    من سالی یکبار هم پسردایی هام رو نمیبینم اما مادرم خیلی برادرزاده هاش رو دوست داره و هر کاری بتونه براشون میکنه...
    درمورد اینکه گفتی بقیه ی دختردایی های همسرت با اون خانم مهربونن یک چیز کاملا طبیعیه... اونا دخترعمو هستن و از خون همدیگه ان.... به احتمال زیاد از بچگی با هم بزرگ شدند و به اندازه ی بیست و چندسال با هم خاطره دارند... طبیعیه که همدیگه رو خیلی دوست داشته باشند و این اصلا به این معنی نیست که شما رو دوست ندارند یا میخان شما رو اذیت کنند... مگه خودت دختر عموها یا دختر داییهات رو دوست نداری؟
    اعتماد به نفس داشته باش... به همسرت محبت کن و بهش احترام بذار.
    یک حرفی رو یکبار از فرشته ی مهربان خوندم که همیشه آویزه ی گوشمه... یادم نیست توی کدوم تاپیک بود نقل به مضمون میکنم...
    عاشق شوهرت باش عاشق خالص که عشق هر دردی رو زود دوا میکنه...
    ویرایش توسط نیکیا : یکشنبه 10 اسفند 93 در ساعت 01:33 دلیل: غلط املایی

  2. 5 کاربر از پست مفید نیکیا تشکرکرده اند .

    واحد (یکشنبه 10 اسفند 93), نادیا-7777 (یکشنبه 10 اسفند 93), آویژه (یکشنبه 10 اسفند 93), آنیتا123 (یکشنبه 10 اسفند 93), بارن (یکشنبه 10 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.