کلوچه عزیز کاملا درکت می کنم چقد سخته

برای من هم پیش اومده. تو تمام خرید عقد و نامزدی و عروسی من مادر شوهرم خودش میومد حتی اجازه نمی داد همسرم باهام بیاد بعد به بهانه اینکه کمرم درد میکنه و نمی تونم را بیام

همینطوری یه چیزی بر میداشتم. می گفت من نمی تونم بگردم. چی می گفتم یکی نبود بهش بگه تو که نمی تونی - البته اون می تونست - چون امارش رو داشتم که برا خریدای خودشو و... تا کجاها

چه پاساژایی میرفت. اره عزیزم تو همه خریدای من اومد و گفت نمی تونم را بیام

در حالیکه من خودم همسرم رو بردم هر جا که دوست داشت برداره.

با همسر من حرف زدن در مورد خانوادش فایده ای نداره. شما اگه همسرت خوبه بگو من وقتی چیزی رو میخرم دوست دارم ازش استفاده کنم و اگه چیزی رو هولهولکی ور دارم و بعد یه چیز بهتر

ببینم نمی تونم ازشون استفاده کنم. جالبه بدونی من هیچکدوم از اون لباسا و ... نتونستم بپوشم. اصلا دوست نداشتمشون. دائم هم میگفتن چیزی که ما براش میخریم رو نمی پوشه.

یا اینکه قبلش خوودت تنها برو بگرد برا چیزی که میخای انتخابش کن بعد حالا همسرت مادرش رو اگه اجبارا خاست بیاره دیگه شما حداقل انتخابت رو کردی.

خب یه وقتایی اگه مادرشوهر همراه ادم باشه اشکال نداره ولی اینکه عادت همیشگیشون باشه تحملش سخت میشه برای ادم.

البته اینم بگم که مردا هم حوصله زیاد گشتن رو ندارن و خسته میشن. پس کالاهایی که خیلی برات اهمیت دارند و از قبل انتخاب کن.

اگر چه لذت گشتن تو بازار برا ادم با یه همراه یه چیز دیگست.

موفق باشی عزیزم