شادی جان شما صداقت رو درست معنی نکردید ...
این کاری که شما انجام دادید جزو صداقت های خطرناکه
همینکه از اونجا اومدید بیرون یعنی خواستید این ماجرا رو تموم کنید
دوست عزیز علاوه بر اینکه نباید واسه همسرتون تعریف میکردید ، بعد از اینکه از اونجا اومدید بیرون باید خودتون هم فراموشش میکردید
دیگه چه نیازی داشت دوباره با تعریف کردنش برای همسرتون برای بار دوم شروعش کنید ، میدونید چقدر ذهنش رو آشفته کردید؟
مطمئنا از این به بعد فکر میکنه شاید از نظر شما کم و کسری داره و از جانب شما تایید نمیشه که همچین فکرایی میکنید ...
کلا زیر سوال بردینش !!!
گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود میاره که هر زمان ممکنه شما را از دست بده و این اصلا حس خوشایندی نیست...
در مورد این جملتون : ما به هم قول داده بودیم و دادیم ک هر اتفاقی رو هرچند ناراحت کننده ب هم بگیم
این لینک رو مطالعه بفرمایید
http://www.hamdardi.net/thread-33471.html
یادتون باشه خانم و آقا بعد از ازدواج هم برای خودشون حد و مرزی دارند
دوست عزیز باید به تدریج دوباره اعتمادش رو جلب کنید ...
فقط به تدریج میتونید نه یک باره
باید صبور باشید .








علاقه مندی ها (Bookmarks)