سلام خانم عشق آفرین
راسیاتش منم همشهری تونم ولی به خاطر یه اتفاقُی چن سالی قم مهمونم.
بهار شیراز معروف هست که آدم رو کرخت میکنه و به خاطر گرده گیاهانی هست که توی شیراز هست و شما هم که آلرژی تون زده بالا . بعضی ها هم واقعا فصلی دچار افسردگی میشن که برای بعضی ها ممکن هست خیلی حاد اتفاق بیفته .
اگه بتونید از روانپزشک کمک بگیرید به نظرم خیلی کمک کننده هست و در مورد روانپزشک من واقعا میتونم دکتر حسن فراشبندی که مطب شون تا اونجایی که یادم هست توی خیابون معدل هست تایید کنم واقعا دکتر متعهدی روی کارشون هستن شماره شون رو هم میتونید از 118 بگیرید.(من خدا رو شکر هیچ وقت با تمام سختی هایی که توی زندگی ام داشتم نیازی به دارو درمانی نداشتم ولی این به این معنی نیست که این موضوع رو بد میدونم و اگر ضرورت داشته باشه برای خودم هم در موردش حیا نمی کنم.)
در مورد موسیقی هم که چی بگم ،من خودم عمری رو توش بودم(کلاً خانوادگی بودیم) با کله و کلاً یا توی باریتون بودم یا نکیسا یا صبا و.... ولی همیشه هم به شدت توش پا در هوا بودم ، نمی تونستم اون وابستگی ای رو که توی من به خودش ایجاد میکنه رو برای خودم بپذیرم ،روزی که تارم رو فروختم حس عجیبی داشتم ،ترکیبی از رهایی و درد ، الآن هم یه سه تار مشقی فکستنی عطا دارم که بعضی وقت ها سراغش میرم ، و باز هم بوی آرزوهایی رو که داشتم رو توی خودم میشنوم ولی خیلی کمرنگ تر از قبل .
ولی عشقم این بیت مولاناست:
خُنُک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
بنمـــاند هیـــچش الّا هـــوس قمـــار دیگـر
ولی اصلی ترین عشقم توی شاعرها معلومه که حافظ هست ،دیگه باید از حافظ بذارم نمیشه دیگه:
تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرونکجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولیغبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
بیا که چاره ذوق حضور و نظم اموربه فیض بخشی اهل نظر توانی کرد
ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهیطمع مدار که کار دگر توانی کرد
دلا ز نور هدایت گر آگهی یابیچو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد
- - - Updated - - -
سلام خانم عشق آفرین
راسیاتش منم همشهری تونم ولی به خاطر یه اتفاقُی چن سالی قم مهمونم.
بهار شیراز معروف هست که آدم رو کرخت میکنه و به خاطر گرده گیاهانی هست که توی شیراز هست و شما هم که آلرژی تون زده بالا . بعضی ها هم واقعا فصلی دچار افسردگی میشن که برای بعضی ها ممکن هست خیلی حاد اتفاق بیفته .
اگه بتونید از روانپزشک کمک بگیرید به نظرم خیلی کمک کننده هست و در مورد روانپزشک من واقعا میتونم دکتر حسن فراشبندی که مطب شون تا اونجایی که یادم هست توی خیابون معدل هست تایید کنم واقعا دکتر متعهدی روی کارشون هستن شماره شون رو هم میتونید از 118 بگیرید.(من خدا رو شکر هیچ وقت با تمام سختی هایی که توی زندگی ام داشتم نیازی به دارو درمانی نداشتم ولی این به این معنی نیست که این موضوع رو بد میدونم و اگر ضرورت داشته باشه برای خودم هم در موردش حیا نمی کنم.)
در مورد موسیقی هم که چی بگم ،من خودم عمری رو توش بودم(کلاً خانوادگی بودیم) با کله و کلاً یا توی باریتون بودم یا نکیسا یا صبا و.... ولی همیشه هم به شدت توش پا در هوا بودم ، نمی تونستم اون وابستگی ای رو که توی من به خودش ایجاد میکنه رو برای خودم بپذیرم ،روزی که تارم رو فروختم حس عجیبی داشتم ،ترکیبی از رهایی و درد ، الآن هم یه سه تار مشقی فکستنی عطا دارم که بعضی وقت ها سراغش میرم ، و باز هم بوی آرزوهایی رو که داشتم رو توی خودم میشنوم ولی خیلی کمرنگ تر از قبل .
ولی عشقم این بیت مولاناست:
خُنُک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
بنمـــاند هیـــچش الّا هـــوس قمـــار دیگـر
ولی اصلی ترین عشقم توی شاعرها معلومه که حافظ هست ،دیگه باید از حافظ بذارم نمیشه دیگه:
تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرونکجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولیغبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
بیا که چاره ذوق حضور و نظم اموربه فیض بخشی اهل نظر توانی کرد
ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهیطمع مدار که کار دگر توانی کرد
دلا ز نور هدایت گر آگهی یابیچو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد
- - - Updated - - -
این چرا اینجوری شد ویرایش هم که گزینه اش فعال نیست که
حداقل اصل شعر اگه دوست داشتی از لینک زیر بخون ولی من اون ابیاتش بیشتر مد نظرم بود:
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh144/








علاقه مندی ها (Bookmarks)