من همسرم استاد دانشگاه بودن و منم دانشجوشون بودم بعد از کلی استرس کشیدنو ده بار منو به بهانه های مختلف دیدن بالاخره قصدشونو محترمانه بیان کردن (اصلاخواستگاری کردنش خیلی جالب بود) جوری بیانش کرد که انگار صد در صد زنش میشم!!!!!!!یادش بخیراونموقع ها چه حالی داشتیم هردومون
به نظرم اصلا خاستگاری استاد از دانشجو هیچ مشکلی نداره مگر اینکه جوری بیان بشه که طرف چیز دیگه ای حس کنه
بهتره یکی از دوستاتونم ازین قضیه خبرداشته باشه
همسر من که اینقدر تابلو بازی در اورده بود قبل خاستگاری از من به گوشم رسید که فلانی بدجور دلش گیر کرده
گفته بودن هروقت فلانی این دخترو میبینه تاساعت ها مهربون میشه
منم هروقت یه بهانه جور میکرد که برم پیشش نمیرفتم
اما شما اینکارو نکنید خیلی محترمانه و کوتاه و مختصر حستون ودرخواستتونو بیان کنید و از ایشون بخواید روی پیشنهادتون فکر کنن و ازشون بخواین که این قضیه بین خودتون بمونه که از الان مطمئنم نمیمونه
منم همسرم گفت جوابتون هرچی بود اجازه بدید بین خودمون باشه منم بهحرفش گوش دادم منتها چون نزدیک نبودیم و فاصله داشتیم و خیلیا بینمون بودن درنتیجه هرکسم بینمون بود فهمید البته من به حرفش گوش کردم هاااااااچون فقط اونایی که بینمون بودن فهمیدن!!!!!!!
یه کار دیگم میتونید انجام بدید اینکه از یه خانوم بخواید بهشون بگن خواهری مادری دخترخاله ای همکار خانومی که بهش اعتماد دارید
البته تاکید میکنم قابل اعتماد
همسر من قبل از بیان خواستشون از یه همشهریه خانوم خواسته بودن که اینکارو بکنه که ایشونم بدون مطرح کردنش با من گفته بود فلانی قصد ازدواج نداره خودم یه خواهر دارم لیسانسه و فلانه و بهمانه میخواید اونو معرفی کنم غافل از اینکه همسرم عاقلتر ازین حرفابود که به راحتی این حرفو قبول کنه
پس اگه به کسیم میگید مطمئن شید که قابل اعتماده
در کل به نظرم اصلا اتفاق مهمی نمیفته که بخواید شک کنید که چطوربیانش کنید
یه جوری بگید دیگه
یا مستقیم اگه درسی باهاتون دارن ازشون بخواید بیان پیشتون یا شمارشو گیر بیارید
موفق باشید







یادش بخیراونموقع ها چه حالی داشتیم هردومون
چون فقط اونایی که بینمون بودن فهمیدن!!!!!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)