نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
دیگه 35 سال الان سنی نیست سن ازدواج بالا رفته الان موقع مناسبیه تصمیم بگیر و یه نفرو انتخاب کن کاری نداره که راجع بهش مطالعه کن و بررسی کن و بعدم توکل به خدا کن و بسم الله
بعدا اولین قدم باید رفتارت با مادر و خانوادتو اصلاح کنی کینه ها رو دور بریزی و خوش رفتاری کنی اینجوری آرزوی هر دختری میشی
شروع کن به ارتباط ارتباط ارتباط با خانواده خودت با خواهرت مادرت همکارات بهشون کمک کن دلجویی کن
با خانوادت بشین باهاشون صحبت کن به حرف دلشون گوش کن کاری از دستت برمیاد براشون انجام بده برای خودت هدف بذار تلاش کن غصه خوردن و خودت یا دیگران رو متهم کردن اشتباه ترین کاره
همه چی حل میشه نگرانی نداره که شما سنی نداری
از نظر کاری اوضاعتون خوبه؟
با سلام
ممنوم جویا جان بله شما درست میفرمایید
اخه خانواده و اطرافیان چقدر بی ملاحظه میتونند باشند و ندون که من به خاطر چی دارم از درون از بین میرم و همشون به فکر خودشون باشین خودتون باشید چه عکس العملی دارید

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط خارپشت نمایش پست ها
بنظر من مشکل عمده شما این هست که خودت رو با دیگران مقایسه میکنی
انتخاب اشتباه گذشته ات و احساس بدبختی فعلیت به همین خاطره
بنظر من فعلا به ازدواج فکر نکن و روی این مشکلت زوم کن

موفق باشی
ممنونم ولی وقتی میبینم همه دوستام و اطرافیان هم سنم همه خوشبخت شدن و خونه زندگی موفق دارن خوب هر کی باشه همین حس بدبختیو فلاکت دست نمیده
چجوری باید رو این موضوع فکر کنم داداش؟

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط عسل گیسو نمایش پست ها
برادر من قوی باش دختر های 35 ساله ااوج اعتماد به نفس اند شما چرا اینقد نا امیدی
واسه ازدواج هول هولکی و عجولانه نباید تصمیم گرفت مثه نامزدیه قبلیت
حالا این همه دختر خوب مشکل چیه که سوژه مورد نظرتو پیدا نمیکنی
حتما خیلی سخت گیری؟
از خدا کمک بخواه و از مادر و خواهرت همفکری
بسیار سپاسگزارم بله سخت گیرشدم به شدت
همش میگم نکنه اینم مثل اون باشه
تو فامیل ما خودم دیدم بین خانما فقط مسخره و غیبت رواجه کمک و راهنمایی از دستشون برنماید
همین مورد قبلی یاد میاد هیشکی نگفت بده میگفتن خوبه زود عروسی کن تمومش کن بره ولی الان مادرم بعد این همه بلا که سرم اومده موقع دعوا و بگو مگو باهاش میگه اون چه زنی بود گرفته بودی لاغر مردنی و زشتو دهاتی بد اخلاقو همه خواهرات و فامیلت پشت سرت مسخره میکردن اون زنتو و زن گرفتنتو(البته انصافا ایراداشون بیشترشون درسته ولی فکر میکرم ایشون منو دوست دارن این مهمه فقط منم دوسشون داشتم ولی بعد دیدم کلا عوض شدن)
میگم بابا من که کور بودم به اصرار شما خاستم ازدواج کنم چرا ایراداشو نگفتین الان میگین؟پس وظیفه خواهری و مادر چی میشه اونا که تجربیاتشون بیشر از من بود
این چه مادر و خواهریه که من دارم فقط بلند پشت سر غیبت کنند مسخره کنن؟

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط parsa1400 نمایش پست ها
یه جوری گفت 35 سالمه فکر کردم 75 سالشه .... اول که فکر کردم خانمه یه خورده نگران شدم دیدم نوشته پیمان جا خوردم یه کم زوده برا ازدواج برادر من جای ناراحتی نیست .خانمم بودی هنوز دیر نبود .....

یه شکستم داشتی بالاخره .. دیر نشده که ...حالا خوبه مردی یه دسته گل میگیری بسم الله ...

ولی از نظر من اول بیا معیار هاتو بگو چیزایی که فکر میکنی باعث سخت پسند شدن شده بگو تا باهم برسیش کنیم بعدش با خانوادت در میون بذاریم تا اونارو در پیدا کردن دختر مورد پسند شما یاری کنیم .....

انقدرم به زندگی مردم کوته نگری نکن . هر کسی بخت و اقبال خودشو داره .. زن امروز نه فردا تو خونته ولی اگه نگاه اصلاح نکنی زنت تو خونتم باشه بازم احساس خوشبختی نخواهی کرد ......

البته نگاه پیشرفت و رقابت خیلی خوبه ........ همسر آیندتو فقط از مادرت نخواه بقیه هم میتونن در پیدا کردنش بهت کمک کنند.
آرامش فراهم کن تا نتیجه مثبت بگیری .... موفق باشی ......
ممنونم از امیدی که میدین
عزیزم الان من ازدواج کنم حالا پیدا کنم با این روحیه که برام موندم تو 37-38 سالگی به دارم میتونم بشم؟بچه سالم میشه ؟میتونم با همسرم ابراز محبت و عشق بکنم؟
من الان میخام فقط انسان باشه و منظقی باشه و موقعیت منو درک کنه و تو سالهای اول منو خوب کمک و همایت کنه چون ممکنه اوایلش اونی نباشم اونی که میخاد( البته بعدش هم چندان مطمین نیستم)
ببینید تو رو خدا من چجوری ادمی شدم شما باشید و اگه دختر باشین میتونید با همچین ادمی ازدواج کنید؟

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده 4 نمایش پست ها
اقای پارسا من الان 34 سالمه. دخترم. یه جوری گفتی دختر بود یه کم نگران بودین من الان دیگه ناامید شدم که

من یه تاپیک زدم مربوط به همین موضوع هست.به نام ازدواج خوبه عایا
چون اصلا اصلا ازدواج برام خیلی تو الویت نبوده هیچ وقت و فقط درس بوده . خیلی مهم نبوده
سپید خانوم شما دیدگاه تون به ازودواج فکر میکنید ؟
فکر نمیکنید خیلی دیر شده براتون؟ از آینده ترسی ندارید؟
چجوری خودتونو قانعمیکنید و امیدوار میشید؟